امامت در قرآن - اراکی، محسن - الصفحة ١٤٦ - ٣ - ٤ آيه تبليغ
و جانشين من در ميان كسانى است كه به من ايمان آوردهاند، و مفسر كتاب پروردگارم پس از من است و ...»[١]
ابو اسحاق ثعلبى نيز در كتاب تفسيرش، الكبير در تفسير سوره معراج نقل كرده است:
«وقتى رسول خدا در غدير خم بود، همه مردم را فراخواند، چون همگى جمع شدند، دست على را گرفت و گفت: هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. اين مسئله در همه جا انتشار يافت تا اينكه به گوش حارث بن نعمان فهرى رسيد. او سوار بر شترش شد و به محضر رسول خدا (ص) آمد و شترش را خوابانيد و از آن پياده شد و به حضرت گفت: اى محمد! به ما امر كردى كه شهادت بدهيم خدايى جز الله نيست و تو فرستاده او هستى، ما هم از تو قبول كرديم، امر كردى پنج بار [در روز] نماز بگزاريم، قبول كرديم، به زكات امر كردى، گردن نهاديم، دستور دادى رمضان را روزه بگيريم، پذيرفتيم، به حج امر كردى، قبول كرديم. سپس، از اين [همه] راضى نشدى تا اينكه بازوان پسر عمويت را بالابُردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى كه هر كس من مولاى اويم، على هم مولاى اوست؟! آيا اين [اعلام جانشينى او] از طرف توست يا از طرف خدا؟ [حضرت] فرمود: به خدايى كه خدايى جز او نيست، سوگند كه اين [امر] از جانب خداست. پس حارث به سوى مركبش بازگشت و اينچنين
[١] . ر. ك: الغدير، ج ١، ص ٢١٤- ٢١٦.