مسايل كابل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٦ - ٦ - تقيه براى اتحاد و دوستى
و عمر.
ص ١٨٣ ج ٩
جابر ميگويد ما متعه نموديم در زمان رسول الله (ص) و ابوبكر و عمر
٨- عن عمران بن حصين
انزلت آية المتعة فى كتاب الله ففعلناها مع رسول الله (ص) و لم ينزل قران يحرمه و لم ينه عنها حتى مات قال رجل برايه ماشاء
(صحيح البخارى بشماره ٤٢٤٦- المغازى)
ايه متعه در قرآن نازل شده است و ما انرا با رسول الله بجا اورديم و نه قرآن انرا حرام نمود و نه رسول الله از ان نهى فرمود مردى بنظر خود چيزيرا كه مى خواست گفت. (و در حديث عمران بحث است).
بهرحال عبد الله بن مسعود و جابر بن عبد الله و عبد الله بن عباس و عمران (رض) جواز متعه را غير منسوخ ميدانستند منتهى جابر بخاطر نهى خليفه دوم (رض) انرا ترك كرده است.
و انچه كه بعلى عليه السلام نسبت داده شده مسلما اشتباه است زيرا نظر على و اولاد او مثل روز روشن است.
و ابن جريج از دانشمندان اهل سنت به جواز آن قولا و عملا معتقد بوده است.
ائمه اهل البيت كلا جواز متعه را باقى و غير منسوخ ميدانستهاند و فقه شيعه نيز چنين است، غرض من اثبات بطلان نظر اهل سنت نيست بلكه ارائه دليل جواز متعه در فقه شيعه است و ما از تفصيل كلام در احاديث مربوط بمقام خوددارى كرديم كه ملام بدرازا مىكشيد و فهم استدلالهاى فقهى از خور فهم غير علما و اكثر خوانندگان كتاب بيرون مىرفت ولى مع الوصف