خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٤ - ٢/ ٩ درخواست امام خمينى در آغاز قيام، از حضرت رضا عليه السلام
طاغوتى را منهدم كنيم و نظام صالحى را جايگزين آن نماييم و اگر آمريكا از او حمايت كرد، با او هم مبارزه خواهيم كرد ...».
آية الله ميلانى پس از قرائت نامه امام فرمودند: «جواب نامه را بعداً مىنويسم. من همه جا همراه ايشان خواهم بود. اگر به تهران بيايند، من هم خواهم آمد؛ اما مقابله با آمريكا به نظرم مشكل است».
يكى ديگر از مخاطبان نامههاى امام، آية الله حاج شيخ احمد كفايى بود. وقتى نامه را خواند، گفت: «اين نامه بوى خون مىدهد. من در جريان مشروطه بودهام. مىدانم چه مىشود؛ اما بسيار خوب! چَشم! من آن را به اطرافيان خواهم داد».
يكى ديگر از مخاطبان نامهها، امام جمعه زاهدان آقاى كفعمى بود. از نامه امام، خيلى استقبال كرد. آن را به چشم خود كشيد و فرمود: «چه وقت خوبى آمدى! ما با اهل سنّت زاهدان قرار گذاشتهايم كه يك هفته آنها به نماز جمعه ما مىآيند و يك هفته ما به نماز جمعه آنها مىرويم. فردا جمعه است و نوبت آنهاست كه به نماز جمعه ما بيايند. من نامه ايشان را در نماز جمعه براى همه خواهم خواند!»
فرداى آن روز، ايشان در حالى كه كفن پوشيده بود و شمشير در دست داشت، در خطبههاى نماز جمعه، متن نامه امام را به عنوان نامه مرجع تقليد براى مردم نمازگزار قرائت كرد. همچنين دستور داد موضوع نامه را در پارچه سفيدى نوشتند و از مردمى كه به نماز آمده بودند، خواست كه آن را امضا كردند.
به من فرمود: اين طومار را به وسيله ديگرى براى آية الله خمينى مىفرستم. مصلحت نيست شما آن را ببريد.