خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٩ - ١/ ١٨ گزارشى از عالم برزخ!
سردخانه منتقل كنيد و خودشان هم رفتند. اما من وقتى شنيدم كه شما قارى قرآن هستيد، گويا شخصى در گوشم گفت كه نرو، اين آقا برمىگردد و من به احترام قرآن، اينجا در كنار شما ايستادم تا اين كه شما مجدداً به اين دنيا برگشتيد. قدر و منزلت خودت را بدان، چون زنده شدن شما به طور قطع و يقين، معجزه خداوند بوده است كه شامل حالت شده. هر لحظه خدا را شكر كن و در نمازهايت مرا هم دعا كن.
پس از اين قضايا، به بخش.. بيمارستان قلب شهيد رجائى منتقل شدم و حدود پانزده روز در آن بيمارستان بسترى بودم. در اين مدت برخى از بزرگان و علما و رؤساى هيأتهاى مذهبى، از جمله وزير خارجه و معاونين و مديران كل و ديگر همكاران وزارتخانه و اكثر طبقات قاريان قرآن به ديدنم آمدند. وقتى جناب شهريار پرهيزگار تشريف آوردند و ماجرا را برايش تعريف كردم، فرمودند: از شنيدن اين اتفاقى كه براى شما افتاده، ما به خودمان اميدوار شديم كه همين آيات قرآنى كه همه روزه تلاوت مىكنيم، يقيناً يك روزى دست ما را خواهد گرفت كه تاكنون هم گرفته و ما را از خيلى خطرات نجات داده است.
پس از مرخص شدن از بيمارستان، حدود دو ماه در منزل استراحت كردم. يك روز به اتفاق سفرا و كارداران نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران كه براى سمينار به تهران آمده بودند، خدمت مقام معظم رهبرى رسيدم. پس از اتمام برنامه، در موقع صرف شام، جناب آقاى دكتر خرازى داستان بيمارى بنده را به حضرت آقا فرمودند و مقام معظم رهبرى با تعجب به بنده فرمودند: خودت از زبان خودت داستان بيمارى را شرح بده.
من هم داستان را از لحظهاى كه از اين دنيا رفتم تا لحظهاى كه برگشتم، به طوركامل براى حضرت آقا نقل كردم. ايشان خيلى تعجب كردند و فرمودند: اگر ممكن است يك بار ديگر از اوّل تا آخر برايم شرح بده.
مجدداً داستان را از اوّل تا آخر شرح دادم. در پايان، مقام معظم رهبرى فرمودند:
اين داستان و قضيه عجيبى كه براى شما اتفاق افتاده، اوّلًا شبيه به يك معجزه است كه در اين عصر و زمانه، خيلى كم براى كسى اتفاق مىافتد. ثانياً تمامى اين