خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠ - شهادت ميرزا غلامحسين به دست عوامل محمد على شاه
داشت هفده هيجده ساله، مريض شد، هر چه كرد درمان نشد. به من گفت: متوسل شدم به امام زمان صلوات الله عليه آقا را شب در خواب ديدم، فرمود: اگر فرزند تو بماند شقى مىشود، مىخواهى بچه شقى داشته باشى، يا نمىخواهى؟
گفتم: نه، بچه شقى نمىخواهم.
فردا صبح، جنازه وى را از منزل بيرون بردند.
شهادت ميرزا غلامحسين به دست عوامل محمد على شاه
جدّ [پدرى] ما مرحوم ميرزا غلامحسين، از روحانيون متقى، شجاع، فاضل و موجّه تهران بود. وى در بازار تهران مسجد بزازها اقامه جماعت مىكردند. پدرم (آية الله حاج ميرزا عبد العلى تهرانى) نقل مىكرد وقتى به نماز مىايستاد، حتى در غير ماه رمضان، شبستان مسجد و حياط آن به طور كامل پر مىشد.
ايشان از مخالفان سلطنت و محمدعلى شاه بود، و به همين جهت، هنگامى كه شب جمعه براى زيارت حضرت عبد العظيم عليه السلام به شهر رى رفته بود، در سن ٣٣ سالگى، همراه چند نفر از دوستانش به دست عوامل محمد على شاه به شهادت رسيدند و در مقبره آية الله [ميرزا محمد حسن] آشتيانى در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظيم به خاك سپرده شدند.
ماجرا بدين سان بوده كه آقا ميرزا غلامحسين و همراهان، پس از زيارت حضرت عبد العظيم عليه السلام به منزل آقاى آشتيانى[١] در شهر رى مىروند و تصميم داشتند كه در آخر شب به تهران بازگردند. تابستان بوده و درهاى اتاق، باز. آقاى آشتيانى مىبيند كه چند نفر مسلّح، روى بام منزل و روبهروى اتاقش آمدهاند. وى با ديدن اين صحنه تكان مىخورد. نزد آنها مىرود و با التماس، آنها را قسم مىدهد كه اينها مهمان من
[١]. مقصود، ميرزا مصطفى بن محمد حسن آشتيانى( افتخار العلماء)( ١٢٨٤ ١٣٢٧ ق) است كه بر اساس منابع تاريخى، شيخ غلامحسين پيشنماز، شب چهارشنبه دوم ربيع الأوّل ١٣٢٧، در خانه او به شهادت رسيد( ر. ك: شميم روحانى در احوال و آثار و خاندان ميرزا محمدحسن آشتيانى، ص ١٨٣؛ تاريخ مشروطه ايران، ص ٢٠٩).