خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٤ - ٥/ ٤ خاطره اى از سفر به فيليپين«سرگذشت يك مبلغ توانمند مسيحى كه مسلمان شد»
تنها مكتب تشيّع است كه آن را به اين گونه در خود دارد و به راستى اين راه درستى است.
مسئله ديگر اين كه به اعتقاد من باب اجتهاد بسته نيست. زمانى كه با اهل سنت صحبت مىكنى مىگويند: تنها مذهب، مذهب امام مالك است. در اين ارتباط بايد اين سؤال را مطرح كرد كه او صدها سال پيش از دنيا رفته، امّا برداشتهاى او از مذهب، هنوز توسط اهل سنت پيروى مىشود. براى خود من اين سؤال مطرح است كه: آيا آن عقايد كهنه نشدهاند؟
ما بايد امام و مرجع حاضر داشته باشيم تا قرآن را براى ما تفسير كند و من اين را فقط در مكتب جعفرى يافتم و از آن زمان به بعد از اهل سنت به سوى مكتب جعفرى كه همان اهل البيت عليهم السلام است گرويدم. آن زمان، مصادف با جنگ ايران و عراق در حدود دهه ٨٠ ميلادى بود. زمان دقيق آن را به خاطر ندارم ولى به نظرم مىرسد كه بين سالهاى ١٩٨٧ و ١٩٨٨ ميلادى باشد.
چه عامل و يا عواملى موجب گرديد كه از مذهب اهل سنت به مذهب اهل بيت عليهم السلام گرايش پيدا كنيد؟
مذهب خويش را به اين دليل به مذهب اهل البيت عليهم السلام تغيير دادم كه به آن اعتقاد پيدا كرده بودم و همان گونه كه گفتم امامت و رهبرى در اسلام را بسيار مهم مىدانستم. قرآن نيز در اين باره به ما دستوراتى را مىفرمايد. موضوع داشتن «امير» در مكاتب مختلف داراى اهميت است و كدام مكتب اين گونه مىتواند بيش از هزار و چهارصد سال عقايدى را داشته باشد و براى موضوعات مختلف و متنوع متناسب با زمان راهكار ارائه نمايد. در زمينه باب اجتهاد نيز اگر به كشورهاى قاره افريقا، خاورميانه، كشورهاى حوزه خليج فارس و آسياى مركزى بنگريم، تنها يك كشور است كه خالصانه بر امر امامت استوار مانده است.
وقتى به خاورميانه مىنگريم حكومتهاى سلطنتى مىبينيم، همان سيستمى كه صلاحالدين داشت يا برخى ديكتاتورها را مىيابيم كه يا به روش سوسياليستها