خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٢ - ٥/ ٣ خاطره اى ديگر از آفريقاى جنوبى«مسلمان شدن يك كمونيست»
٥/ ٣ خاطرهاى ديگر از آفريقاى جنوبى «مسلمان شدن يك كمونيست»
در سفر به شهر دوربان، كه در تاريخ ٢٠ و ٢١ مهر ١٣٨٣ انجام شد، راهنما و راننده ما يكى از تجّار مذهبى و پرنشاط اين شهر به نام آقاى آزاد بود. او قبلًا كمونيست بوده و حدود ٢٣ سال قبل مسلمان شده بود. داستان مسلمان شدن وى و گرايش او به اهل بيت عليهم السلام شنيدنى است كه او در هنگام رانندگى براى ما نقل كرد:
من در جوانى عضو «كميته جوانان كمونيست» افريقاى جنوبى بودم. پدر و مادرم نيز از مبارزين دوره آپارتايد (تبعيض نژادى) بودند كه در آن زمان دستگير و زندانى شدند. (در منزل آقاى آزاد، عكس پدر و مادرشان را كه يكى هنگام آزادى از زندان و ديگرى هنگام دستگيرى و انتقال به زندان گرفته شده بود، مشاهده كرديم).
اما شعارهاى جديدى كه امام خمينى در ايران مطرح كردند، مانند شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» يا اظهاراتى از اين قبيل كه «اسلام بهترين دين است و بهترين قوانين را براى اداره زندگى بشر به جهانيان ارائه داده است» مرا به فكر وا مىداشت و آنگاه كه مشاهده كردم امام خمينى در برابر دو قدرت شرق و غرب به تنهايى ايستاده و مقاومت مىكند و روز به روز راه براى او بيشتر باز مىشود، فهميدم جايگزينى بهتر از كمونيسم پيدا كردهام.
در اوايل سالهاى ١٩٨٠ ميلادى آنچه بيشتر در جهان مطرح بود، از يك سو امپرياليسم، و از سوى ديگر كمونيسم بود. ولى از زمانى كه انقلاب اسلامى ايران اوج