خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٠ - ٥/ ١ خاطره اى از سفر به اسپانيا«مسلمان شدن يك استاد مسيحى دانشگاه»
من كه به كار طراحى ساختمان (آرشيتكت) مشغول بودم؛ با طراحى ساختمان به شيوه آندلسى نيز آشنا شدم. ساختمان «الحمراء» در گرانادا (قَرناطه)، ساختمان «مدينة الزهرا»[١] در كوردوبا (قرطبه) و «القصر» (الكازار) در شهر سِويل را مطالعه كردم. از سازمان ميراث فرهنگى اسپانيا درخواست كردم تا مداركى را براى مطالعه طراحى ساختمان در الحمراء، مدينة الزهراء و القصر در اختيارم قرار دهند؛ امّا اين اسناد مرا اقناع نكرد.
از اسپانيا به بروكسل (پايتخت بلژيك) رفتم و در آنجا نيز به كار طراحى ساختمان مشغول شدم. در بروكسل به من «مورو» (مسلمان تحقيرشده) مىگفتند. اصولًا در اروپا، اسپانيايىها را مورو خطاب مىكنند. اروپايىها معتقدند كه اروپا در كوههاى «پيرنه»Pirineo (واقع در جنوب فرانسه و شمال اسپانيا) تمام مىشود و شبه جزيره ايبريا را كه شامل اسپانيا و پرتغال است در بر نمىگيرد.
من هميشه كتابهاى قديمى را مىخريدم و در تلاش بودم تا به اطلاعاتى درباره هنر اسلامى دست پيدا كنم كه فراتر از عكس و پوستر و اين چيزها باشد. روزى در سال ١٩٧٤ ميلادى از يك كتابفروشى قديمى در بروكسل از احتمال وجود رساله دكترى درباره هنر اسلامى يا قواعد و ضوابط طراحى اسلامى، كه نويسنده آن يك شهروند عرب يا مسلمان باشد، سؤال كردم. او گفت كه وقت خودم را از دست ندهم؛ زيرا در اروپا هيچ علاقهاى نسبت به هنر اسلامى وجود ندارد و افزود: تمام تمدّن اسلامى از كتابى به نام قرآن استخراج شده و كليد رمز هنر و علوم اسلامى در همين كتاب است.
من به خانه آمدم و به يكى از دوستانم به نام داريو فرناندز آلوارزDario Fernandeza Alvarez كه در شهر آلمريا در جنوب اسپانيا به كار وكالت اشتغال داشت، تلفن كردم و از او خواهش كردم تا يك نسخه قرآن برايم ارسال كند. او يك
[١]. مدينة الزهرا شهرى است باستانى از روزگار خلافت اسلامى كه طى دهههاى اخير از زير خاك خارج شده و كارشناسان در حال بازسازى آن هستند.