خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١١ - ٤/ ١٤ حادثه اى آموزنده در آتش سوزى منا
براى پيدا كردن زائرانِ خود به طرف كوه بازگشتم و در حالى كه از تشنگى خود غافل بودم، به جستجو پرداختم. با اضطراب و نگرانى در قسمتهاى صعبالعبور كوه در جستجو بودم كه شخصى از پشتِ سر، كتفم را گرفت و قدحى چينى پر از آب خنك بر دهانم گذاشت. پس از خوردن آب، از او تشكر كردم و به راه افتادم. لحظاتى بعد كه متوجّه تشنگى خود شده بودم، به ياد لحظهاى افتادم كه شخصى با آب خنك سيرابم كرد، ولى من به علت اضطراب و عجلهاى كه داشتم، هنگام ملاقات با آن شخص، دقت كافى براى شناختش نكردم!
نكته جالب توجه اين بود كه محلى را كه من براى برپايى چادرهاى زائران خود درنظر داشتم و بر آن اصرار مىكردم، در اين آتشسوزى به كلى سوخته و از بين رفته بود!
ذكر چند نكته را در اينجا مفيد مىدانم:
١. در زمينى كه چادرهاى گروه ما برپا شده بود، غير از چادرهاى زائران همراه من و تعداد ديگرى از زائران اصفهانى، متأسفانه بقيه چادرها با همه وسايل سوخت و از ميان رفت.
٢. وسايل و آذوقه فراوانى كه به مقدار بيش از نياز برداشته بودم، در اين وضعيّت، نياز حجاج فراوانى را برآورده ساخت. بدين وسيله توفيق جمعآورى و پذيرايى از تعداد زيادى از زائران را پيدا كرديم.
سرانجام متوجه شدم كه در خصوص برپايى چادرها در زمينى به غير از آن كه من اصرار مىكردم، آيه شريفه (وَ عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)[١] به خوبى صادق است.
[١]. بقره: آيه ٢١٥: چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آنكه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد در حالىكه شرّى براى شما در آن است و خدا مىداند و شما نمىدانيد.