خاطره هاى آموزنده - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩ - ٣/ ١٠ نمادى از زندگى شهدا
٣/ ١٠ نمادى از زندگى شهدا
خاطره ديگرى كه حجّة الاسلام و المسلمين آقاى اجاقنژاد[١] نقل كرد به اين شرح است:
در سالهايى كه امامت جمعه آستارا را به عهده داشتم، ضمن انجام وظايف اجتماعى و تبليغى محوله، فرصت را مغتنم شمرده، با قصد همكارى با آموزش و پرورش و براساس نياز و تقاضاى مسئولين مربوط، تدريس كتاب بينش دينى را در سطح دبيرستان پذيرفتم. به خاطر انجام اين رسالت، تعدادى از دوستان فاضل و محترم را جهت همكارى دعوت كرده بودم كه از آن جمله مرحوم شهيد ابوالفضل پيرزاده رضوان الله تعالى عليه بود.
ابوالفضل پيرزاده اردبيلى از طلاب بسيار فاضل، متفكر، متعهد و پرتلاش بود كه در سال تحصيلى ١٣٥٩ ١٣٦٠ با دعوت اينجانب جهت تدريس معارف اسلامى در دبيرستانهاى آستارا به اين شهر آمد و كار خود را شروع كرد.
ايشان پس از يك هفته تدريس به خاطر عذرى موجّه، آستارا را ترك و به شهرستان اردبيل سفر كرد و در آنجا خدمات شايستهاى در سپاه پاسداران و مركز صدا و سيماى اردبيل انجام داد.
[١]. ر. ك: ص ١٤٤( پانوشت).