علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٠ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
كسي كه از اصحاب پيامبر٦ عيبجويي كند يا به آنها توهين نمايد، با چنين شخصيتي هم غذا نشويد. از ظرفي كه آب مينوشد، شما ننوشيد و در صورتي كه فوت كرد، بر جنازه او نماز نخوانيد.[١]
در ميان اهل سنت، معتزله شرطي را هم قرار دادهاند و قايلاند كه صحابه همه عادلاند، مگر كسي كه با علي٧ جنگيده است. البته سيوطي، اين شرط را قبول ندارد و معتقد به عدالت همة صحابه است.[٢] و باور دارد كه بايد به همة صحابه حسن ظن داشت و كار آنها را حمل بر اجتهادشان كرد كه هر كدام در اجتهادشان مأجور هستند.[٣]
بر اساس عقيدة اهل سنت، نسبت به عدالت همة اصحاب پيامبر٦، ابوسفيان و مغيره و… همگي صحابه و عادلاند و رواياتشان، هر چند در توهين به كساني مانند علي٧ و اهل بيت: و در مدح عبدالرحمن بن ملجم باشد، صحيح است. آري، اهل سنت همة صحابه را مجتهد و عادل ميدانند و به مرجعيت همة آنها قايلاند و هر كدام از صحابه را مرجعي مستقل و قائم به ذات ميدانند و به عقيدة آنان، تمام مسائل و احكام شرعي از هر كدام پذيرفته است؛ زيرا ايشان بهترين و شايستهترين افراد امتاند و تمام شيوهها و راههاي آنان حق است و اگر اختلاف هم كردند؛ با حجت و دليل بوده است. جنگ نكردند و كشته نشدند، مگر در راه جهاد يا پديدار ساختن حق و حقيقت. لذا حق و باطل در ميان صحابه منظور نيست. همة صحابه، بدون استثنا، حقاند و به اين معنا، هم علي حق است و هم معاويه؛ زيرا هر دو صحابه و مجتهدند و هيچ يك از اين دو گروه را نبايد باطل و گنهكار دانست و روايتي هم در تأييد خود آوردهاند كه از علي٧ دربارة كشتگان در جنگ جمل و صفين پرسيده شده فرمود:
سوگند به كسي كه جان من در يد قدرت اوست! هر يك از آن دو گروه كه با دل پاك جان سپرده باشند، به بهشت رفتهاند.[٤]
٢. عدالت صحابه از منظر شيعه
شيعه، به پيروي از امامان معصوم: و قرآن كريم، معتقد است كه در ميان اصحاب رسول خدا٦ مؤمنان پاك نيتي وجود داشتهاند كه خداوند در قرآن كريم به ستايش ايشان پرداخته و از آنها به نيكي ياد كرده است؛ مثلاً در مورد بيعت شجره ميفرمايد:
Gلَقَدْ رَضِيَ اللهُ عَنِ الْمـُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباًF.[٥]
كه خداوند ستايش خود را ويژه مؤمناني از صحابه قرار داده كه در بيعت شجره شركت كردند[٦]و شامل حال منافقان ايشان، امثال عبدالله بن ابي و اوس بن خولي ـ كه در آنجا حضور داشتهاند ـ نميشود.
[١]. الکفایة، ص٤٦.
[٢]. الاستیعاب، ج١، ص٢٦ و ٢٧.
[٣]. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج٣، ص٣٠٠.
[٤]. الاستیعاب، ج١، ص١٩؛ منبع حدیث: مسند ابنحنبل، ج٤، ص٨٧.
[٥]. الاستیعاب، ج١، ص٢٥.
[٦]. همان، ص٢٦.