علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٩ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
وجود قرآن تحريف نشده و روايات صحيح پيامبر، جاودانگي قرآن و شريعت پيامبر امري مسلم است و اين امر ارتباط تنگاتنگي با اثبات عدالت صحابه و عدم فحص در عدالت آنها ندارد.
از امام اهل حديث، ابوزرعه نيز نقل شده است:
اگر ديدي كسي در مقام عيبجويي و خردهگيري بر يكي از اصحاب پيامبر خدا٦ است، بدان كه او زنديق است؛ زيرا ميدانيم كه رسول خدا٦ و قرآن و آنچه در قرآن آمده است، هم حق و درست است و تمامي آنها را هم همان اصحاب رسول خدا٦ به ما رسانيدهاند. بنابراين، كساني كه به عيبجويي اصحاب رسول خدا بپردازند، درصدد هستند كه گواهان ما را بر همة اين مدارك و مطالب از اعتبار و اهميت بيندازند تا در پي آن، به راحتي بتوانند قرآن و سنت راباطل و بياعتبار اعلام كنند؛ در صورتي كه زنديقان از هر كسي ديگر سزاوارترند تا پردهشان دريده شود و مورد انتقاد قرار گيرند.[١]
آيا به راستي اعتبار قرآن و سنت به گواهي صحابه است كه اگر صحابه مورد انتقاد قرار گيرند، قرآن و سنت از اعتبار بيفتد؟ و آيا منتقدان از صحابه، همة صحابة پيامبر را يك جا مورد جرح قرار دادهاند و يا ملاك و مداركي داشتهاند. امام جرح و تعديل، ابوحاتم رازي، از بزرگان علم درايه و حديث اهل سنت، در مقدمة كتابش در مورد عدالت اصحاب پيامبر٦ مينويسد:
اصحاب پيامبر٦ كساني هستند كه شاهد نزول وحي و قرآن بوده و چگونگي تفسير و تأويل آن را شناختهاند. خداوند ايشان را به همدمي پيامبرش٦ و ياري او و بر پا داشتن دين و نمودن آيينش برگزيده و آنان را براي مصاحبت پيامبرش پسنديده و رهبران ما قرار داده است. آنچه را پيامبر٦ از جانب خداي تعالي به آنان تبليغ كرده است، با تمام وجود خود فرا گرفته و به خاطر سپردهاند و در دين، فقيه و دانشمند شدهاند. آنان به امر و نهي خدا و مراد و مقصود از آن، در پرتو ديداري كه با رسول خدا٦ و نظارتي كه بر نحوة تفسير قرآن و تأويل آن، به وسيله حضرتش بوده، آگاهي يافته و چگونگي استفاده و برداشت از قرآن را به خوبي و به روشني دريافتهاند. خداي ـ عزّوجلّ ـ از اينكه آنان را بركشيده و امتياز پيشوايي امت را به ايشان ارزاني داشته است، بر آنان منت نهاده شك و ترديد و دروغ و اشتباه و بدگماني و خودپسندي و عيبجويي را از ايشان برداشته و عدول امتشان ناميده است. پس اصحاب پيامبر عادلان اين امتاند. پيامبر اكرم فرمودند: «بلغوا عني و لو آية وحدّثوا عنّي و لاحرج».
پس، اصحاب پيامبر٦ در همة شهرها و مرزها پراكنده شدند و در جنگها و نبردها و پيروزيها شركت جسته، مقامات حكومتي قضاوت و داوري در دعاوي را بر عهده گرفتند. اينان چنين بودند تا آنگاه كه خداوند ايشان را به سوي خود فرا خواند كه خشنودي خدا و بخشايش و رحمت او بر همة آنان باد.[٢]
به طور كلي، نقد و اشكالگيري از شخصيت صحابه از سوي علماي اهل سنت شديداً منع شده تا آنجا كه ذهبي ميگويد:
[١] سوره فتح، آيه ١٨.
[٢]. اسد الغابة، ج١، ص٣.