علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٢ - قاعده شناخت صحابه پيامبر با محوريت احاديث پيامبرم
اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه كنید [بهتر است]. واقعاً دلهایتان انحراف پیدا كرده است. و اگر علیه او به یكدیگر كمك كنید، در حقیقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اُویند] و گذشته از این، فرشتگان [هم] پشتیبان [او] خواهند بود.
پيامبر خدا در روز قيامت در مورد عدهاي از همين اصحاب فرمود:
در روز قيامت، گروهي از سرشناسان امتم را بياورند و ايشان را در كنار سيه نامهها جاي دهند. من ميگويم، خداوندا، اصحاب من! كه پاسخ ميشنوم: تو نميداني كه اينان پس از تو چهها كردهاند! آن وقت من هم همان سخن عبدصالح را تكرار كرده و ميگويم: من تا در ميان ايشان بودم، شاهد و ناظرشان بودم و چون مرا از ميان ايشان بردي، تو خود بر آنان ناظر و گواه بودي. سپس به من گفته ميشود: اينان، از همان هنگام كه تو از ايشان جدا شدي، مرتد شدند و به دوران گذشتة خود بازگشتند.[١]
و در روايتي ديگر آمده است:
در كنارحوض كوثر، گروهي از اصحابم را بر من وارد كنند. وقتي آنها را باز شناختم، ايشان را از من جدا كرده و دور نمايند و من در آن حال ميگويم، خداوندا، اصحابم! كه خطاب ميآيد: تو نميداني كه اينها پس از تو چهها كردند![٢]
همچنين از حذيفه است كه گفت:
من زمام شتر پيامبر را در دست داشتم و جلو ميرفتم و عمار هم پشت سر ما ميآمد ـ يا عمار جلو بود و من پشت سرش ـ و ١٢ نفر هم همراه ما بودند، كه پيامبر فرمود: «اينها منافقان هستند تا روز قيامت». گفتم: يا رسول الله، آيا به سوي هر كدام، كسي را نميفرستي تا بكشدشان؟ فرمود: «كراهت دارم كه مردم بگويند محمد، اصحابش را ميكشد».[٣]
همانطور كه ملاحظه كرديم، پيامبر در حديث مذكور، دستهاي از اصحاب را جزء منافقان برميشمرد و وعدة شهابي از آتش را نسبت به آنها مطرح ميكند و در احاديث ما قبل هم ديديم كه عدهاي از اصحاب پيامبر از ديدار پيامبر در روز قيامت محروم ميشوند؛ به دليل اعمالي كه پس از پيامبر انجام دادند و حتي در حديث اخير از حذيفه، پيامبر آنها را (دستهاي خاص را) منافق تا روز قيامت معرفي ميكند.
و حتي در پارهاي از احاديث، پيامبر ديدار دستهاي از اصحاب را بعد از وفات پيامبر، كاملاً منتفي ميداند در آن حديث شريف ـ كه از ام مسلمه نقل است ـ پيامبر فرمود:
من اصحابي من لا اراه و لا يراني بعد ان أموت ابداً...؛ [٤]
[١]. سوره فتح، آيه ١٨.
[٢]. داستان بيعت شجره در المغازي، ص٦٠٤ و ديگر كتب تاريخي تاريخ اسلام آمده است.
[٣]. سوره توبه، آيه ١٠١.
[٤]. همان، ج١، ص٣٠٦، ح٤٣٠.