علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٨ - روش فیض کاشانی در شرح احادیث غیر فقهی بر اساس کتاب الوافی
عقل عبارت است از، کسب کمالات و پیمودن مراتب کمال تا رسیدن به خدا و از آن به «العقل المکتسب»، یعنی «عقل به دست آورنده»، تعبیر میشود. همچنین، بنا بر این معنا، مراد از ادبار عقل، بازگشت آن به سوی خلق است تا هر آن کس دارای قابلیت تکامل است، به سوی کمال
رهنمون سازد.[١]
ب . فیض احتمال دیگری را مطرح نموده است. اگر عقل را بر مخلوق نخستین پیش از هبوط به این دنیا حمل کنیم، معنای اقبال نیز روی نمودن به دنیا خواهد بود. به عبارت دیگر، «أقبل إلی الدّنيا و اهبط إلی الأرضِ رحمةً للعَالمين».
فیض در تفسیر معنای «فأقبل» چنین مینویسد:
«فأقبل» یعنی به این جهان هبوط کرد و نفوس فلکی را به اذن پروردگار افاضه و ایجاد نمود. سپس طبیعت اشیا، صور و مواد را به وجود آورد. آنگاه، در حقیقت هر یک ظاهر شد و در اشخاص و افراد کثرت و فزونی یافت.[٢]
توضیح فیض دربارة عبارت «أدبر فأدبر» چنین است:
«أَدبِر»، یعنی به سوی پروردگار خود بازگرد. فأدبر، یعنی دعوت پروردگار خود را پاسخ گفت و به سوی او روی نمود.
فیض توضیح میدهد که بنا بر اين معنا، عقل به سوی عالم جسمانی روی نموده، بر اعیان این عالم پرتوی میافکند، احساس، ادراک، علم و منطق را برحسب قابلیت هر یک، برآنها افاضه میکند؛ بیآنکه از منشأ خود جدا گردد و از مقام و مرتبه خود در قرب الهی فاصله گیرد.
همچنین، بنا بر اين معنا، ادبار عقل، بازگشت آن به سوی درگاه حق تعالی، به واسطه تکامل و عبودیت ذاتی است.[٣]
فیض عباراتی را از کتاب المحاسن برقی نقل نموده که بر این روایت افزوده شده است. آن عبارت چنین است:
فَأَعطَی محمداً٦ تسعةً و تسعينَ جُزءاً، ثُمَّ قَسَّمَ بينَ العبادِ جزءاً واحداً؛[٤]
محمد٦ را نود و نه جزء از عقل عنایت فرمود، سپس یک جزء آن را میان سایر بندگان تقسیم کرد.
از نظر فیض، مراد از یک جزء، جزئی نورانی است که با جداشدن از عقل کل، چیزی از آن کاسته نمیشود و این تنها تمثیلی برای بیان نسبت است.[٥]
[١]. الكافي، ج١، ص٤٤٣؛ الوافي، ج٣، ص٧١٤.
[٢]. سورۀ نجم، آيۀ ٩.
[٣]. الوافي، ج٣، ص٧١٦.
[٤]. سورۀ نساء، آيۀ ٧٩.
[٥]. کاوشی در آراء کلامی فیض کاشانی، ص١٣٢.