علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٤٨ - جلوههايی از هنر تصویرآفرینی در روایات ائمه اطهار
در تصويرهاي بينظير و كاملاً ابتكاري اهل بيت: از انواع جلوههاي گوناگون طبيعت گرفته تا امور نفساني و حالات روحي و دروني افراد تا مفاهيم ديني و اعتقادي و ساير موضوعات، ميتوان نمونههاي بديع و جالب توجهي را سراغ گرفت كه وسعت قلمرو اين تصاوير و عمق انديشههاي هر يك آدمي را به تعجب و حيرت واميدارد.
در تصاوير بديع پيشوايان دين، برخلاف تصاوير شعرا، از كمند گيسو و غنچه لب و شمع و گل و پروانه و مانند آن خبري نيست، بلكه تصويرهاي آنان برگرفته از حقايقي است كه با زندگي انسانها و سرنوشتشان پيوندي ناگسستني دارد و در صلاح و فلاح آنان نقشي بسزا ايفا مينمايد.
بدين ترتيب، تصويرگري در تعابير اهل بيت: صرفاً يك آرايش كلامي و يا اسلوبي تفنّني و تصنّعي نيست، بلكه اين شيوه ابزاري براي انتقال هر چه بهتر و مؤثّرتر پيام الهي به مخاطبان و سوق دادن آنها به سوي ارزشهاي اخلاقي و كمالات معنوي است.
اقسام تصويرآفريني در روايات ائمه اطهار:
تصوير در روايات اهل بيت: بر پايه سه اصل استوار است:
١. تجسيم
تجسيم در اصطلاح، به معناي صورت جسماني دادن به امور معنوي و غيرمادي است. يا به عبارت ديگر، امور مجرد را به صورت مادي و محسوس و ملموس شناسانيدن و لباس مادي بر اندام آنها پوشانيدن است.[١]
اين شيوه در معرفي امور مجرد و انتزاعي، بويژه آن هنگام كه شناساندن آنها به ديگران با دشواري مواجه ميشود، نقش موثر و بسزا ايفا مينمايد و اين روش، در واقع، با ميل بشر به محسوساست كاملاً منطبق است و ميخواهد تا آدمي را به نوعي از ورطه امور مخفي و دور از دسترس برهاند.[٢]
از ابن مسكويه نقل شده است كه ميگويد:
سرآغاز علوم و دانشهاي ما حواس است و از همين راه است كه علوم، گسترش مييابد. هنگامي كه براي انسان از چيزي خبر ميدهند كه برايش قابل درك نيست و يا از چيزي سخن به ميان ميآورند كه به عمرش مشاهده ننموده و برايش غريب است، او نمونهاي از امور محسوس را طلب ميكند كه اگر چنين چيزي در اختيارش گذاشته شود، فهم آن حقيقت برايش هموار ميگردد و به آن انس مييابد.[٣]
به هر حال، «تجسيم» تلاشي است براي تقريب مفاهيم و حقايق غيرمادي به ذهن و ابزاري است براي آشنايي بشر با آنچه كه در حوزه مشهودات او نميگنجد.
سخنان ائمه اطهار: سرشار از تعابيري است كه در آنها براي تبيين حقايق ديني و معارف الهي و براي آشكار ساختن امور روحي و معنوي و پرده برداري از حالات و روحيات انسانها از اصل تجسيم استفاده شده است كه در اينجا به نمونههايي از آن اشاره ميداریم.
[١]. رجال النجاشی، ص١٢٣، ش٣١٧.
[٢]. الأمالی، مقدمه، ص٨؛ کمال الدین و تمام النعمة، ص٣ و ٤.
[٣]. الامالی، مقدمه، ص٧ و ٨.