مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢ - غرر هفتم وجود ذهنی
طرفداران این نظریه مقدمه سوم از مقدمات پنجگانه بالا را انکار میکنند. نظریه «شبح» متداولترین نظریات وجود ذهنی است. در میان نظریات مربوط به وجود ذهنی دو نظر است که در درجه اوّل اهمیت قرار دارد: یکی نظریه فلاسفه که همان مدعای وجود ذهنی در این کتاب است، و دیگر نظریه «شبح» که سادهترین نظریات است. اما سایر نظریات که بعضی را نقل کردیم و بعضی بعداً نقل خواهد شد برای پیدا کردن راه فرار از اشکالات وجود ذهنی پیدا شده است و بس. نظریه «شبح» همان است که مادّیین نیز آن را میپذیرند. مادّیین که به ذهن مستقلّ از مغز قائل نیستند معتقدند که علوم و ادراکات ما عبارت است از یک سلسله آثار که در لابلای مغز و اعصاب ما پیدا میشود و بدیهی است که آن آثار را به هیچ وجه نمیتوان پیدایش ماهیت خارجی شیء ادراک شده در ظرف مغز تلقی کرد.
نظریه «شبح» به حکم آنچه در مقدمه بحث گفتیم و ادلّه وجود ذهنی نیز آن را تأیید میکنند مردود است، تفصیل مطلب را از جای دیگر باید جست [١].
٢. نظریه دیگر این است که ماهیات اشیاء در ذهن پدید میآید ولی منقلب میشوند به ماهیت کیف. چنانکه میدانیم بسیاری از اشیاء به شیء دیگر مبدل میشوند، عنصری به عنصر دیگر و مرکبی به مرکب دیگر تبدل مییابد. ماهیات نیز در ذهن انقلاب مییابند.
این نظریه منسوب است به سید صدر شیرازی معروف به «سید سند». این نظریه نیز مبنی بر انکار مقدمه سوم است، زیرا مدعی است در اثر انقلاب، شیء ذهنی ماهیت اصلی خود را از دست میدهد. این نظریه نیز بسیار سخیف است، زیرا انقلاب در موردی امکانپذیر است که یک واحد شخصی خصوصیتی را از دست بدهد و خصوصیت دیگر را به جای آن بپذیرد. انقلاب بدون اینکه شیء منقلب شده چیزی را از دست بدهد و چیز دیگر به جای آن پیدا شود میسّر نیست، زیرا در این صورت شیء اوّل به حالت اوّل باقی است و تبدیل به چیز دیگر نشده است؛ همچنانکه شرط است که یک امر باقی در هر دو حال باشد، زیرا اگر هیچ چیز از «متبدل» در «متبدل شده» نباشد پس آنچه آن را «متبدّل» مینامیم معدوم شده و چیز دیگر از نو موجود شده است و هیچ رابطهای میان اوّلی و دومی نیست تا تبدل صورت گرفته باشد.
[١]. رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئالیسم، جلد اوّل.