مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - مقدّمه
که به نظر میرسد الهیات بالمعنی الاخص از آن جهت که اختصاص دارد به مسائل مربوط به خدا، باید علم و فنّ مستقلّی شمرده شود، آن را جدا و مستقل نشمردهاند بلکه مسائل آن را جزء علم دیگر که «علم وجود» است و موضوعش «موجود بما هو موجود» است به حساب آوردهاند، زیرا معتقدند که مسائل الهیات بالمعنی الاخص جزء احکام «موجود بما هو موجود» است بر خلاف مسائل ریاضی یا طبیعی که حسابی جداگانه و مستقل دارد، و معتقدند که مسائل الهیات بالمعنی الاخص مستقیما از مباحث امور عامّه استنتاج میشود بر خلاف مسائل ریاضی و طبیعی که از یک سلسله اصول و مبادی خاص استنتاج میگردد، همچنانکه روش تحقیق در مسائل الهیات بالمعنی الاخص نیز عینا همان روش تحقیق در امور عامّه است.
علیهذا الهیات بالمعنی الاعم شامل دو قسمت است:
١. امور عامّه
٢. الهیات بالمعنی الاخص یا «فنّ مفارقات» که شامل مباحث مربوط به خدا و عوالم ماوراء الطبیعی است.
و البتّه الهیات بالمعنی الاعم که مشتمل بر مجموع این دو قسمت است، «علم اعلی» و «علم ما بعد الطبیعه» و «فلسفه اولی» نیز نامیده میشود. «علم اعلی» مقابل «علم اوسط» و «علم ادنی» است؛ «علم اوسط» یعنی ریاضیات و «علم ادنی» یعنی طبیعیات و مجموع اینها را «علوم نظری» یا «فلسفه نظری» مینامند و فلسفه نظری در مقابل فلسفه و علوم عملی است.
فلسفه نظری مشتمل بر سه قسمت است:
١. الهیات بالمعنی الاعم یا علم اعلی
٢. ریاضیات یا علم اوسط
٣. طبیعیات یا علم ادنی.
فلسفه عملی نیز به نوبه خود به سه قسم منقسم میشود:
١. علم اخلاق
٢. علم تدبیر منزل و اصول خانهداری
٣. علم سیاست مدن و تدبیر اجتماع
این گونه تقسیم علم به نظری و عملی و تقسیم هر یک از دو قسم اخیر به شعب و شاخههایی دیگر، از ارسطو به یادگار مانده است. ولی حکما و فلاسفه معاصر مغرب