مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - بحث و انتقاد
بحث و انتقاد
در اینجا دو اشکال یا ایراد مهم پیش میآید و آن اینکه ممکن است کسی بگوید بحث حرکت طبعی و قسری امروز منسوخ است و عملا هم نتیجهای از آن نمیتوان گرفت، نه ارزش فلسفی دارد و نه ارزش عملی.
اشکال اوّل این است که اساس این تقسیم بندی مخدوش است، زیرا این تقسیم مبتنی است بر قانون «احتیاج حرکت به نیروی حرکت دهنده» و این همان نظریه قدیم ارسطویی است که دو هزار سال بر علم حکومت کرد تا آخر الامر به وسیله نیوتن [١] و سایر دانشمندان طبیعت شناس مردود شناخته شد و بجای آن قانون «جبر در حرکت» که یکی از پایههای فیزیک نیوتنی است به رسمیت شناخته شد. طبق این قانون، جسم برای نفس حرکت نیازمند به عامل نیست، زیرا خاصیت جسم این است که حالت موجود خود را جبرا برای همیشه حفظ میکند بدون آنکه نیازمند به عامل خاصّی باشد؛ مثلًا اگر دارای مقدار یا اندازه معینی از حرکت باشد آن را برای همیشه حفظ میکند بدون آنکه عاملی دخالت داشته باشد. جسم در تغییر وضع خود
مادامی که از فضای زمین خارج نگشتهاند.
در افعال ارادی انسان نیز نظیر این دو حالت دیده میشود. بعضی حرکات انسان صددرصد موافق طبع انسان است؛ یعنی خود طبع و غریزه، انسان را به سوی اختیار آن کار میکشاند مانند نفس کشیدن، خوابیدن، غذا خوردن و همچنین انتخاب همسر و امثال اینها؛ و برخی از افعال است که بر خلاف طبع و مقتضای غریزه بشر است و این بر دو قسم است: گاهی موافق حکم عقل است یعنی در عین آنکه مخالف طبع است موافق مصلحت است مثل دوا خوردن بیمار، و گاهی عقل نیز آن عمل را تصویب نمیکند بلکه یک عامل خارجی از قبیل ترس از عقوبت، آدمی را به آن کار خلاف وادار میسازد، مثل تسلیم کردن مال به دزد و امثال آن؛ حکم عقل فقط این است که به خاطر فرار از یک مفسده بزرگتر این کار خلاف طبع را انجام بده.
بر اساس این مقیاس میتوان بعضی از مسائل روحی را مورد مطالعه قرار داد. مثلًا این بحث از نظر روان شناسی هست که آیا دین، فطری است یا غیر فطری؟ معنای این جمله این است که آیا اگر انسان را تحت تأثیر هیچ ضربه و نیروی فردی یا اجتماعی خارج از وجود وی قرار ندهیم آیا به حسب طبع، گرایش به معانی و مفاهیم دینی دارد، یا اینکه این گرایش از نوع عادتها و عرفها است که در اثر دخالت یک یا چند عامل خارجی پدید آمده است؟
[١]. .