مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - غرر اوّل موادّ ثلاث
دیگر است؛ یعنی لازم است شیء دیگری باشد که این امور برای او موجود باشند، مثلًا باید یک جسم وجود داشته باشد تا سفیدی عارض آن بشود و آنگاه به اعتبار عروض سفیدی، به آن جسم مفهوم «سفید» صدق کند.
اشیائی که وجودشان وجود نفسی است «جوهر» و اشیائی که وجودشان وجود رابطی است «عرض» نامیده میشوند.
تقسیم سومی نیز در میان است و آن اینکه وجود یا «بنفسه» است و یا «بغیره»؛ یعنی موجودات بر دو قسماند: یا قائم بالذات و بی نیاز از علّت و مبدأ و منشأ صدور هستند، و یا غیر قائم بالذات و نیازمند به مبدأ و منشأ صدور. اوّلی «وجود بنفسه» نامیده میشود که همان واجب الوجود است و طبق ادلّه توحید بیش از یک وجود بنفسه نمیتواند بوده باشد، و دوم «وجود بغیره» است که شامل همه ماسواست [١].
وجود واجب تعالی در تقسیم اوّل داخل در وجود محمولی است و در تقسیم دوم داخل در وجود نفسی است و در تقسیم سوم داخل در وجود بنفسه است. این است که میگویند: «الحقّ نحو ایسه، فی نفسه لنفسه بنفسه» یعنی حق متعال وجودش فی نفسه، لنفسه و بنفسه است.
ظاهر تقسیم در شعر اوّل منظومه این است که وجود بر سه قسم است: رابط و رابطی و نفسی؛ یعنی به نظر میرسد که از اوّل یک تقسیم بیشتر در کار نیست و هر سه قسم در عرض یکدیگرند ولی شعر بعدی توضیح میدهد که چنین نیست.
لانّه فی نفسه او لا و ما | فی نفسه امّا لنفسه سما | |
او غیره و الحقّ نحو ایسه | فی نفسه لنفسه بنفسه | |