مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - غرر اوّل موادّ ثلاث
مخصوص به خود و از یک نوع مجاز و تشبیه ناشی میشود و البته بعد ریشه این مجاز و تشبیه را بیان خواهیم کرد.
هدف این فصل این است که بگوید وجود مطلقا (به حسب عالم ذهن) دارای یکی از این جهات سه گانه وجوب، امکان، امتناع است. حاجی سبزواری در مقدّمه این مطلب تقسیماتی برای وجود ذکر کرده و سپس گفته است تمام اقسام وجود دارای یکی از جهات سه گانه میباشند.
تقسیم اوّلی که در وجود (هستی) است این است که وجود یا «محمولی» است و یا «رابط». وجود محمولی یعنی وجودی که خود یکی از دو طرف نسبت است و بر موضوعی حمل میشود، مثل اینکه میگوییم: «انسان هست»، «سفیدی هست»، «خدا هست». در این مثالها وجود (هستی) حمل شده است بر انسان، سفیدی و خدا. اما وجود رابط آن است که نه موضوع است و نه محمول، بلکه پیوند میان موضوع و محمول است، مثل اینکه میگوییم: «انسان نویسنده است». در این مثال نمیخواهیم بگوییم انسان هست، بلکه میخواهیم بگوییم: انسان هست نویسنده. در این مثال، هستی پیوندی است میان انسان و نویسنده.
وجود محمولی را اصطلاحا «وجود فی نفسه» میگویند؛ یعنی وجودی که از نظر مفهوم بودن استقلال دارد و تصوّری مستقلّ از سایر تصوّرات است، و به اصطلاح دیگر «معنی اسمی» است. امّا وجود رابط «وجود لا فی نفسه» است؛ یعنی از نظر مفهوم بودن استقلال ندارد، فقط در حالی قابل تصوّر است که دو تصوّر دیگر در ذهن مرتسم شود و او عملا نقش پیوند میان آن دو تصوّر را به عهده گیرد، و به اصطلاح دیگر «معنی حرفی» است.
در اینجا لازم است که به دو اصطلاح دیگر که یکی مربوط به منطق است و دیگری مربوط به علم نحو نیز اشاره کنیم.
منطقیین که موضوع بحثشان «مفهومات ذهنی» است (آن هم نه همه مفهومات، بلکه مفهوماتی که اصطلاحا «معقولات ثانیه» یعنی مفهومات درجه دوم نامیده میشوند) «قضیه» را که یکی از مفهومات درجه دوم است به دو قسم تقسیم میکنند:
الف. قضیه ثنائیه
ب. قضیه ثلاثیه
قضیه ثنائیه یعنی قضیهای که در آن حکم بشود به وجود چیزی، و قضیه ثلاثیه