مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - شبهه سوم
«کلّی» موجود است، امّا در پاسخ گفتار شما که «پس در صورت موجود بودن مشخّص است» میگوییم: کلّی طبیعی از شخصیت ابا ندارد، زیرا کلّی طبیعی خود همان طبیعتی است که در عالم ذهن، کلّیت بر آن عارض میشود خصوصا اینکه کلّی طبیعی، لا بشرطی است که مقسم است برای ماهیت مطلقه و مخلوطه و مجردّه. و یا میگوییم: «کلّی» معدوم است و لازمه این سخن این نیست که موجود متقوّم به معدوم است، زیرا «کلّی» جزء خارجی شیء موجود نیست.
نکته: در پایان این گفتار نکتهای را مورد توجّه قرار میدهیم و آن اینکه حاجی سبزواری عنوان این فصل را در شرح منظومه چنین قرار داده است: «فی أنّ المعدوم لیس بشیء» ولی در متن منظومه که به نظم سروده است چنین بیان کرده است: «ما لیس موجودا یکون لیسا» و هر دو نظریه معتزله را در این فصل نقل و ردّ نموده است. با اندک تدبّری واضح میشود که تعبیر دوم که در نظم به کار برده است از تعبیر اوّل رساتر است، زیرا تعبیر دوم دلالت بر ردّ هر دو نظریه دارد بر خلاف تعبیر اوّل که فقط بر بطلان نظریه اوّل معتزله دلالت دارد.