مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - بیان صدرالمتألّهین در باب اتّحاد عاقل و معقول
از اینجا جواب نقض به علّیت هم داده میشود، زیرا در آنجا دو مطلب است [١]:
یکی اینکه مفیض شیء فاقد شیء نیست بلکه وجود او را به حدّ اعلی دارد و در این مرتبه ذات علّت است. البته بدیهی است که این مرتبه، مرتبه شأنیت [٢] علّیت و صحت علّیت است و نه مرتبه خود علّیت؛ مرتبه علّیت و ایجاد و تجلّی همان مرتبه معلول است و بس.
بیان صدرالمتألّهین در باب اتّحاد عاقل و معقول
مرحوم آخوند بیانی در اسفار دارد که میتوان آن را به چند مقدمه ذیل تحلیل کرد [٣]:
١. صورت بر دو قسم است: صورت مادّی که مقوّم به مادّه و وضع و مکان است و صورتی که مجرّد از مادّه و وضع و مکان است یا به تجرید تمام، مثل صور معقوله و یا به تجرید ناقص، مثل صور متخیله و محسوسه. صورت مادّی نمیتواند معقول و مدرک بالفعل واقع شود، ولی صورت مجرّد از مادّه اگر تجرید تام داشته باشد معقول بالفعل است و اگر تجرید ناقص داشته باشد محسوس یا متخیل بالفعل است. پس مناط معلومیت و معقولیت تجرّد از مادّه است، زیرا علم حضور است و صورت مادّی حضور فی نفسه ندارد، پس معلوم فی نفسه نیست، ولی صورت مجرّده خودش پیش خودش حاضر است و خودش از خودش غایب نیست، پس میتواند معلوم فی نفسه باشد؛
انضمامی و قول به استقلال هیولی در مقابل صورت است. اما مطابق آنچه خود ما تحقیق کردهایم هیولای اولای مشّائی درست نیست و فقط هیولای بمعنی الاعم مورد قبول است و هر صورتی ماده است برای صورت بعدی و چون صور، یک وحدت اتصالی و اشتدادی را تشکیل میدهند پس به حکم اینکه معقول در مرتبه ذات، معقول است پس در مرتبه ذات، عاقل است؛ و از طرفی نفس بالضروره عاقل آن معقول است. پس مرتبه ذات نفس و مرتبه معقول اتحاد دارند یعنی یک صورت وحدانی اتصالی را تشکیل میدهند و همه، مراتب نفس میباشند؛ و حتی نسبت نفس به معقول نسبت هیولای مشّائی به صورت نیست، بلکه نسبت اتحاد واقعی و وحدت اتصالی است.[١]. [فقط یکی از دو مطلب بیان شده است.][٢]. البته نه به معنای قوّه و استعداد.[٣]. این برهان در نیم صفحه از اسفار چاپ قدیم بیان شده است (رجوع شود به اسفار چاپ قدیم، مجلّد اول، صفحه ٢٧٦ و چاپ جدید، جلد ٣ مرحله تاسعه، فصل ٧، صفحات ٣١٣- ٣١٦).