مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٧ - غرر سوّم مغایرت و اتحاد وجود و ماهیت
خطی که کمّیت متّصل یک بُعدی نیست، یا کمیت نیست یا متصل نیست یا یک بُعدی نیست. اما از آن طرف میبینیم وجود از ماهیات امکان سلب دارد، مثلًا گفته میشود: «خط معدوم است»، «انسان معدوم است» و غیره؛ و این است معنی مصراع بالا:
«لِصِحَّةِ السَّلِب عَلَی الکونِ فَقَط».
٢. اگر وجود عین ماهیت یا جزء ماهیت میبود اثبات وجود برای هیچ ماهیتی نیازمند به دلیل نبود، تصور هر ماهیتی کافی بود برای اثبات وجود آن ماهیت، و حال آنکه چنین نیست، وجود ماهیت بدیهی نیست، نیازمند به اقامه برهان است.
توضیح اینکه در منطق یادآوری شده است که ذاتی یک شیء همان طور که از آن شیء قابل انفکاک نیست بدیهی الثبوت نیز هست، یعنی پس از آنکه یک شیء شناخته شد، حمل ذاتیات آن شیء بر او بدیهی است، نیازمند به دلیل نیست؛ و حال آنکه هیچ ماهیتی نیست که وجود داشتن آن بدیهی باشد [١].
وَ لِإِنفِکاک مِنهُ فِی التَّعَقُّلِ | وَ لِإِتِّحادِ الکلِّ وَ التَّسَلسُلِ | |