مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - درس سوم فلسفه اشراق و فلسفه مشّاء
این جا لازم است تحقیق شود که آیا واقعاً افلاطون و ارسطو دارای دو متد مختلف بودهاند و چنین اختلاف نظری میان استاد (افلاطون) و شاگرد (ارسطو) بوده است؟ و آیا طریقهای که شیخ شهاب الدین سهروردی- که از این پس ما او را با نام کوتاهش به نام «شیخ اشراق» خواهیم خواند- در دوره اسلامی آن را بیان کرده است طریقه افلاطون است و افلاطون طرفدار و پیرو سلوک معنوی و مجاهدت و ریاضت نفس و مکاشفه و مشاهده قلبی و به تعبیر شیخ اشراق طرفدار «حکمت ذوقی» بوده است؟ آیا مسائلی که از زمان شیخ اشراق به بعد به عنوان مسائل مورد اختلاف اشراقیین و مشّائین شناخته میشود، مانند اصالت ماهیت و اصالت وجود، وحدت و کثرت وجود، مسأله جعل، مسأله ترکب و عدم ترکب جسم از هیولی و صورت، مسأله مُثُل و ارباب انواع، قاعده امکان اشرف و دهها مسأله دیگر از این قبیل، همان مسائل مورد اختلاف افلاطون و ارسطوست که تا این زمان ادامه یافته است، و یا این مسائل و لااقل بعضی از این مسائل بعدها اختراع و ابتکار شده و روح افلاطون و ارسطو از اینها بیخبر بوده است؟
آنچه اجمالًا در این درسها میتوانیم بگوییم این است که مسلّما میان افلاطون و ارسطو اختلاف نظرهایی وجود داشته؛ یعنی ارسطو بسیاری از نظریههای افلاطون را رد کرد و نظریههای دیگری در برابر او ابراز کرد.
در دوره اسکندریه- که حدّ فاصل میان دوره یونانی و دوره اسلامی است- پیروان افلاطون با پیروان ارسطو دو دسته مختلف را تشکیل میدادهاند. فارابی کتاب کوچک معروفی دارد به نام الجمع بین رأیی الحکیمین. در این کتاب مسائل اختلافی این دو فیلسوف طرح شده و کوشش شده که به نحوی اختلافات میان این دو حکیم از بین برود.
ولی آنچه از مطالعه آثار افلاطون و ارسطو و از مطالعه کتبی که در بیان عقاید و آراء این دو فیلسوف [نوشته شده] با توجه به سیر فلسفه در دوره اسلامی به دست میآید یکی این است که مسائل عمده مورد اختلاف اشراقیین و مشائین که امروز در فلسفه اسلامی مطرح است، به استثنای یکی دو مسأله، یک سلسله مسائل جدید اسلامی است و ربطی به افلاطون و ارسطو ندارد، مانند مسائل ماهیت و وجود، مسأله جعل، مسأله ترکب و بساطت جسم، قاعده امکان اشرف، وحدت و کثرت وجود.
مسائل مورد اختلاف ارسطو و افلاطون همانهاست که در کتاب الجمع بین رأیی