بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٣٢ - فرانسيس فوكوياما(٢)
١٩٨٩ ميلادى) در نشريه ى ليبرال «منافع ملى»[١] تا كنون، جدال هاى قلمى و تفسيرهاى پرشور فراوانى را در جهان برانگيخته است. او مى گويد تاريخ پايان مى يابد و بر اين باور است كه فروپاشى كمونيسم، نيم سده پس از سقوط فاشيسم، نشان گر نابودى آخرين رقيب تاريخى ليبراليسم است. نتيجه آن كه استقرار دموكراسى ليبرال در سرتاسر كره ى زمين اجتناب ناپذير مى شود و بنابراين تاريخ پايان مى يابد. اصطلاح «پايان تاريخ» را فوكوياما از تفسيرى كه «الكساندر كژو»[٢] بر انديشه ى هگل نوشته گرفته است. به اعتقاد فوكوياما حتى اگر پيروزى ليبراليسم در «جهان واقعى» هنوز به طور دربست تحقق نيافته، اما بايد در نظر داشت كه اين پيروزى در زمينه ى انديشه ها و آگاهى ها صورت پذيرفته است. فوكوياما مى نويسد در پايان تاريخ لزومى ندارد، كليه ى جامعه ها به صورت جامعه هاى ليبرال موفقى در آيند، فقط كافى است كه آن ها از ادعاى خود مبنى بر ارائه ى اشكال و الگوهاى متفاوت و برتر در زمينه ى سازماندهى انسانى چشم بپوشند. او مى افزايد كه انديشه ى ليبرال مى رود تا در پهنه ى كره ى زمين به گونه ى يك واقعيت تحقق يافته از نظر روانى در آيد. در ميدان ايدئولوژى و نبرد انديشه ها، ليبراليسم پيروز گرديده هيچ رقيب و هم آوردى در برابر خود ندارد. در اين صورت مى توان گفت كه جامعه ى نوينى در حال شكل گرفتن است. فوكوياما مى گويد كه در اين جامعه ى نوين شور و شوق به خاموشى خواهد گراييد و «سده هاى ملالت بارى» چشم براه آدمى است. او مى نويسد: پايان تاريخ دوره ى بسيار اندوه بارى خواهد بود. پيكار براى اكتشاف، آمادگى براى به خطر افكندن زندگى در راه يك آرمان كاملاً انتزاعى و مجرد، نبرد ايدئولوژيكى جهانى كه مستلزم بى باكى و شهامت و قدرت تخيل است، همه ى اين ارزش ها جاى خود را به حساب گرى اقتصادى، جستجوى بى پايان راه حل هاى
[١]ـ.tseretnI lanoitaN
[٢]ـ.evejoK erdnaxelA