بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٣٢٠ - آرنولد توين بى(١)
توين بى در بررسى تاريخ به اين نتيجه ى تلخ رسيد كه تاريخ بشر در يك خط مستقيم حركت نمى كند، بلكه مشتمل بر رشته اى از تمدن ها است كه زاده مى شوند، تحول مى يابند، سپس رو به زوال مى روند و دست آخر از ميان مى روند. به گمان او هر تمدنى كه مسير كامل تحول را مى پيمايد ناگزير از اين مراحل مى گذرد. توين بى مى گويد هدف بررسى تاريخ، درك وحدت تاريخ است. انسان به اين وسيله مى تواند معنى و مقصود تاريخ را آشكار كند. او معتقد است كه معنى و مقصود تاريخ «خارج از مرزهاى تاريخ» آشكار مى شود، و تاريخ آينه ى حركت مخلوقات خدا، و جدايى آن ها از خدا و بازگشت آن ها به منشأ خود، يعنى خداست. اين مفهوم الهى تاريخ است. قصد خدا يعنى آفريننده ى تاريخ مجهول است و فقط مى توان آن را تا حدى از طريق عرفان و كشف و شهود درك كرد، امّا خدا تاريخ را بدست مردم مى آفريند. اين نظر توين بى به ما امكان مى دهد كه از طريق مطالعه ى اعمال مردم، تصورى از نقشه ى الهى كسب كنيم. در نظر او تاريخ تحقق نقشه ى الهى است و بشر در محدوده ى اين نقشه از آزادى اراده يعنى اختيار برخوردار است.
توين بى معتقد است تاريخ را افراد مى سازند و اضافه مى كند همه ى افراد نمى توانند تاريخ بسازند، سازنده ى واقعى تاريخ «شخصيت خلاق» است و اين برگزيدگان را «اَبرانسان»، «نابغه»، «اَبرمرد» و «انسان ممتاز» مى نامد. مردان بزرگ به صورت عارف، قدسى، پيامبر، شاعر، زمام دار، سپهسالار، مورخ، فيلسوف و انديشمند سياسى ظاهر مى شوند. اين مردان بزرگ تمدن ها را مى آفرينند و پيشرفتشان را تسريع مى كنند. او شخصيت هايى چون حضرت موسى(عليه السلام)، حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)، مسيح(عليه السلام)، بودا، زرتشت، ماكياولى، پطر كبير، ناپلئون، كانت و... را ذكر مى كند و در فعاليت اين «شخصيت هاى خلاق» توجه خود را به دو خصيصه ى ويژه معطوف مى كند: «گوشه گزينى» و «بازگشت». اينان عموماً نخست از جهان، گوشه مى گيرند و با غرقه شدن در جذبه ى عرفانى، انديشه هايشان را مى پرورانند و