بررسي نظريه هاي نجات و مباني مهدويت - ابراهیم آودیچ - الصفحة ٢٦٢ - الف) فلسفه ى غيبت امام (عليه السلام)
بود كه به خاطر وجوب حفظ نفس آن هم نفس شريفى كه جهان به وجودش بستگى دارد، غايت باشد. در اخبار بسيار رسيده كه «لولا الحجّة لساخت الارض باهلها; اگر حجّت خدا بر روى زمين نباشد زمين اهلش را فرو مى برد». پس ترس حضرت مهدى (عليه السلام) به خاطر جان خودش نيست، بلكه تقيه ى امام (عليه السلام) براى حفظ مصلحت كلّ عالم است. به همين دليل ذكر نام آن حضرت از جانب شرع مطهّر ممنوع شده است. پس غايب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرينش ضرورى ترين واجب مى باشد.
دليل دوم ـ فرار از بيعت
از اهل بيت (عليهم السلام) نقل شده است كه آن حضرت براى اين كه مشغول الذمه كسى نباشد و كسى با او بيعت نكند تا در نتيجه وامدار كسى نباشد، از نظرها پنهان شده است.
«عن ابى بصير عن ابى عبدالله (عليه السلام) قال: صاحب هذا الأمر تغيب ولادته عن هذا الخلق لئلاّ يكون لاحد فى عنقه بيعة اذا خرج و يصلح الله عزّوجلّ امره فى ليلة[١]; ابى بصير از حضرت امام صادق (عليه السلام): صاحب اين امر (حضرت مهدى) ولادتش از اين خلق روى زمين پنهان است تا اين كه وقتى كه ظهور مى كند هيچ كس بيعت و پيمانى در گردن وى نداشته باشد. خداى تعالى در يك شب فرج حضرت مهدى (عليه السلام) را عملى مى كند».
١١ روايت ديگر از ابى بصير و ١٢ روايت از جميل و ١٣ روايت از هشام بن سالم و ١٤ روايت از حسن بن فضال و ٧ روايت از اسحاق بن يعقوب به اين معنا نقل شده است كه حضرت مهدى (عليه السلام) خود مى فرمايد: پدران من هر كدام به گونه اى بيعت اصحاب و حتى افراد سركش زمان خود را بر گردن داشتند ولى من خروج و ظهور
[١]ـ المجلسى، [العلامة] محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩٦، ح ١٥.