حق اليقين - علامه مجلسى - الصفحة ٦٢٦ - مطلب هشتم در بيان امورى است كه حقتعالى بر آنها مؤاخذه نميفرمايد و وعده عفو از آنها فرموده و آن چند چيز است
بر آنها شده است از افعال قلوبست پس چون ميتواند بود كه مؤاخذه بر آنها نبوده باشد و وجوه بسيار در جمع ميان آيات و اخبار گفته است و تحقيقش آنست كه افعال قلوب بر چند قسم است (اول) آنست كه محض خطور بال باشد و آدمى را در آن اختيارى نباشد و آن قسم اول است كه مذكور شد و خلافى نيست در آنكه عقابى بر آن مترتب نميشود و محل تكليف نيست (دويم) شهوت و خواهش معصيت است بدون آنكه اراده بآن ضم شود و غالب اوقات آن نيز نسبت بعامه اختيارى نيست مثل آنكه تخيل زنا و لواطه ميكند و بىاختيار خواهش در نفس او بهم ميرسد اما اراده آن فعل ندارد يا نظر ميكند به پسر مقبولى بدون قصد و عاشق او ميشود اما اراده معصيتى ندارد و اين نيز اختيارى نيست و محل تكليف نيست لهذا وارد شده است كه نظر اول براى تست يعنى اگر بدون اختيار نظر بر او بيفتد و نظر ثانى بر تو است بآنكه بار ديگر از روى قصد و شهوت نظر كند يا آن نظر را از روى خواهش مستمر بدارد و اگر مبدء عشق اختيارى باشد دور نيست كه معاقب باشد هر چند در آخر بىاختيار باشد همچنانكه در حديث وارد شده است كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند از عشق فرمود كه دلى چندند كه از ياد خدا خالى شدهاند حقتعالى محبت غير خود را بآنها چشانيده است (سيم) آنست كه بعد از قصد معصيت و حصول شهوت قلب باعتبار لوث از شهوات و غفلت از عقوبات نفع عاجلى در آن فعل تصور ميكند و حكم ميكند كه بايد آن فعل بعمل آيد پس اراده در نفس حادث ميشود و قوى ميشود تا بحد عزم ميرسد و حيا و خوف دنيوى مانع او از فعل نمىگردد و حصول عزم گاهست بعد از ترددات و تفكرات بسيار ميباشد و بعد از عزم و مجزوم گرديدن اراده باز ممكن است كه فعل بعمل نيايد بآنكه بعد از جزم پشيمان شود يا غافل شود يا مانعى بهمرسد كه آن فعل بر او متعذر شود پس بر اصل تصور معصيت و حصول شهوت و ميل نفس كه اختيارى نيست عقابى نميباشد و اما حكم عقل ظاهر اخبار آنست كه بر آن نيز عقابى نيست و بعضى گفتهاند اگر باختيار باشد معاقب است و اگر بدون اختيار باشد معاقب نيست و اگر اراده و عزم بر فعل حاصل شود و فعل را بعمل نياورد از براى عايقى و مانعى باز ظاهر اخبار بسيار است كه او را مؤاخذه بر آن عزم نيست و بعضى از عامه بتفصيل قائل شدهاند كه اگر از براى ترس خدا و عقوبت روز جزا ترك فعل كند و نادم شود از آن قصدى كه كرده بود حسنه از براى او نوشته ميشود و آن حسنه مكفر سيئه عزم بر فعل است و اگر ترك فعل از براى عايقى ديگر باشد و از ترس خدا نباشد يك گناه بر او نوشته ميشود و بعضى از متكلمين اماميه متابعت ايشان كردهاند و استدلال كردهاند بروايتى كه از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله منقول است كه چون بنده اراده معصيت كند ملائكه گويند