آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤ - اصل سوم امامت
ولايت على عليه السلام را صادر فرمود: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَّبِّكَ وَإِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ اى پيامبر آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن؛ و اگر چنين نكنى، رسالت او را انجام ندادهاى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم حفظ مىكند». [١]
با اين تأكيد شديد چارهاى جز ابلاغ اين رسالت نبود، و لذا پيغمبر صلى الله عليه و آله هنگام بازگشت از حجة الوداع در سرزمين غدير خم خطبهاى خواند و در ضمن آن با صداى رسا كه همه مىشنيدند فرمود:
«ألَسْتُ أوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أنْفُسِهِمْ؟
فقالوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ، فقال: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذا عَلِيٌ مَوْلَاهُ ...
؛ آيا به شما از خودتان اولى نيستم (ولى و سرپرست و صاحب اختيار شما نمىباشم) عرض كردند:
آرى، فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست اوست». [٢]
سپس براى تأكيد اين موضوع در موارد مختلف گاهى صريحاً، گاهى به اشاره اين مطلب را تعقيب فرمود، و وظيفه خود را در پيشگاه خدا انجام داد.
ولى جمعى از بزرگان مسلمين، بعد از رحلت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن همه احاديث را به نام رعايت مصالح اسلام! طبق سليقه و اجتهاد خود توجيه و تأويل نموده، كسانى را مقدم و بعضى را مؤخر داشتند و مىگفتند: هر وضع و حادثهاى
[١]. سوره مائده، آيه ٦٧
[٢]. به كتاب «كنزالعمّال»، ج ٢، ص ١٥٣ و ١٥٤ و ٢١٣ و كتاب «مستدرك»، ج ٣، ص ١٢٢-/ ١٢٩ مراجعه شود.
حديث غدير از احاديث متواتر است. راويان حديث، از صحابه و تابعين و محدثان اسلامى، آن را در هر قرنى به صورت متواتر نقل كردهاند. ١١٠ نفر از صحابه، ٨٩ تن از تابعين، و ٣٥٠٠ نفر از علما و محدثان اسلامى آن را نقل كردهاند و در ٣٦٠ كتاب معروف اسلامى آمده است كه شرح آنها در اين مختصر نمىگنجد.
و نيز ر. ك: مناقب ابن مغازلى، ص ١٦-/ ٢٣؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٢؛ حلية الاولياء، ج ٤، ص ٢٢، ج ٥، ص ٢٧-/ ٣٦٤؛ تاريخ الاسلام، ج ٢، ص ٦٢٩؛ اسنى المطالب، ص ٥؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٣-/ ١٠٨؛ الغدير ما فيض القدير، ج ٦، ص ٢١٨؛ تهذيب التهذيب، ج ٧، ص ٣٣٧