آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤ - قضاوت و دادرسى
چرا مقام قاضى اين قدر ارجمند و والا نباشد؟ در حالى كه قاضى، امين الهى بر مقدسات سه گانه «جان و مال و ناموس» مردم است، ولى به همان اندازه كه مقام قاضى بلند است خطر و لغزش او هم بزرگ و غير قابل جبران مىباشد!
در احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام درباره خطر قضاوت تغييراتى ديده مىشود كه پشت انسان را مىلرزاند مانند:
«القَاضي عَلى شَفِيرِ جَهَنَّمَ
؛ قاضى بر لب دوزخ قرار گرفته» [١]، و
«لِسَانُ الْقَاضِي بَيْنَ جَمْرَتَيْنِ مِنْ نارٍ
؛ زبان قاضى در ميان دو شعله آتش است». [٢]
در حديثى كه حضرت به «شريح» قاضى فرمود:
«يَا شُرَيْحُ! قَدْ جَلَسْتَ مَجْلِساً لَايَجْلِسُهُ إلّانَبِيٌّ أوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ أوْ شَقِيٌ
؛ اى شريح! جايى نشستهاى كه كسى جز پيغمبر يا وصى پيغمبر يا شقى در اينجا نمىنشيند!». [٣]
در حديث ديگرى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:
«مَنْ جُعِلَ قَاضياً فَقَدْ ذُبِحَ بِغَيْرِ سِكِّينٍ!
؛ كسى كه به منصب قضاوت نصب گردد سر او را بدون كارد بريدهاند! و امثال اين احاديث فراوان است». [٤]
موضوعى كه در اينجا يادآورى آن لازم است اينكه: احكامى را كه شخص فقيه و مجتهد از روى دلايل آن، استنباط و استخراج مىكند اگر مربوط به يك موضوع «كلّى» باشد آن را «فتوا» مىنامند مثل اينكه بگويد: هيچ كس حق ندارد در مال ديگرى تصرف نمايد، يا بگويد نزديكى به همسر خود حلال و به زن
[١]. سنن دارقطنى، ج ٤، ص ١٣٠، ح ٤٤١٩؛ مجمع الزوائد، ج ٤، ص ١٩٣ به همين معنا
[٢]. تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٢٩٢، ح ٨٠٨؛ وسائلالشيعه، ج ٢٧، ص ٢١٤، ح ٣٣٦٢٢
[٣]. كافى، ج ٧، ص ٤٠٧، ح ٢؛ من لايحضره الفقيه، ج ٣، ص ٥، ح ٣٢٢٣؛ وسائل الشيعه، ج ٢٧، ص ١٧، ح ٣٣٠٩١؛ المقنع، ص ١٣٢
[٤]. مسند احمد، ج ٢، ص ٢٣٠ و ٥٣٦؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٧٧٤، ح ٢٣٠٨؛ سنن ابىداود، ج ٢، ص ١٥٨، ح ٣٥٧٢