آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - ٣ تشيّع، يك نهضت اسلامى
هدف اصلى دور شويم، به خصوص اينكه مطلب روشنتر از آن است كه كسى در آن ترديد نمايد.
قابل توجه اينكه در همان زمان كه امويان و بنى عباس مرتباً مشغول تحكيم پايههاى سلطنت و حكومت خود و مبارزه با دشمنان بودند، و بساط عيش و نوش گسترده و آشكارا به هر گونه لهو و لعب دست مىزدند، فرزندان على عليه السلام تمام توجه خود را صرف علم و عبادت و ورع و بى اعتنايى به ظواهر فريبنده زندگى مادى دنيا نموده و هيچ گونه دخالتى در امر سياست- همان سياستى كه آن روز به معناى دروغ و مكر و خدعه بود- نداشتند.
روشن است اين تفاوت، تأثير فراوانى در گسترش مذهب تشيّع و توجه مسلمانان نسبت به خاندان پيغمبر داشت، افكار عمومى را از بنىاميّه و بنىعباس رويگردان و به اهل بيت عليهم السلام متوجه مىساخت.
اين نكته نيز بديهى است كه مردم آن زمان مانند هر زمان ديگر اگر چه غالباً نسبت به امور مادى علاقه شديدى داشتند و محبّت آنها نسبت به مال و ثروت جاى انكار نبود، ولى در عين حال معنويت و علم و روحانيّت آنها، موقعيت شايان خود را در افكار و نفوس مردم هنوز از دست نداده بود.
به خصوص اينكه از زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله چندان دور نيافتاده بودند و آثار تعليمات آن حضرت هنوز در افكار آنها باقى بود، و اسلام هم با آن وسعت نظرى كه دارد هرگز مانع از طلب دنيا از طريق مشروع نبود.
از طرفى مسلمانان آشكارا مىديدند كه اسلام همان آيينى است كه درهاى خير و بركت را به روى آنها گشوده و سرچشمههاى خوشبختى و سعادت را به سوى اجتماع آنان سرازير ساخته است؛ پادشاهان ايران و روم را در برابر آنان به خضوع وا داشته، و كليد خزاين شرق و غرب را به دست آنها داده است.
خلاصه پيروزيها و افتخاراتى نصيب عرب كرد كه حتى گوشهاى از آن را هم به خواب نمىديدند.