آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - داستان طلاق ثلاث
به ازدواج مرد ديگرى درآيد و سپس از وى طلاق بگيرد پس از طلاق گرفتن مىتواند با شوهر اوّل ازدواج نمايد.
اگر باز اين عمل تكرار شود يعنى براى چهارمين مرتبه او را طلاق دهد و همين طور تا نُه مرتبه، در اين هنگام زن حرام ابدى بر او مىشود و به هيچوجه حق ازدواج مجدد با او ندارد.
ولى اكثر علماى اهل سنّت در اين عقيده با ما مخالفند، آنها طلاق ثلاث را جايز مىدانند؛ بنابراين اگر مرد به همسر خود بگويد: انت طالق ثلاثاً تو سه طلاقه هستى؛ اين زن به عقيده آنها بر آن مرد حرام مىشود و بدون «محلل» ازدواج مجدد آنها جايز نيست، در حالى كه در روايات صحيحى كه خود آنها به صحيح بودن آن معترفند تصريح شده كه «طلاق ثلاث» يكى محسوب مىگردد. [١]
«بخارى» از ابن عباس چنين نقل مىكند:
«كانَ الطَّلاقُ عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله وَأبيبَكْرٍ وَسَنَتَيْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ، طَلاقَ الثَّلاثِ وَاحِدَةً، فقالَ عُمَرُ: إنّ النَّاسَ قَدِ اسْتَعْجَلُوا في أمْرٍ كانَتْ لَهُمْ فِيهِ أنَاةٌ فَلَوْ أمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ، فَأمْضَاهُ عَلَيْهِمْ!
؛ در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر و دو سال از دوران خلافت عمر، طلاق ثلاث يكى محسوب مىشد، ولى عمر گفت: مردم درباره موضوعى كه حق تأخير داشتند عجله نمودند، چه مانعى دارد ما هم به آنها اجازه بدهيم! سپس به آنها اجازه داد (كه سه طلاق را يكجا جارى كنند)». [٢]، [٣]
با اينكه اگر آيات طلاق را در قرآن مجيد به دقت بررسى كنيم مىبينيم در اين
[١]. شايد به همين جهت بود كه مفتى اعظم سابق جهان سنّت دانشمند بزرگوار شيخ محمد شلتوت اخيراً عقيده شيعه را در مورد بطلان «طلاق ثلاث» ترجيح داده و بر طبق آن فتوا مىداد
[٢]. اين حديث طرز تفكرى را كه درباره خليفه دوم در مورد مسائل و احكام اسلامى ذكر كرديم كاملًا تأييد مىكند (به توضيحات گذشته بحث متعه رجوع شود)
[٣]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٣؛ مستدرك حاكم، ج ٢، ص ١٩٦؛ سنن بيهقى، ج ٧، ص ٣٣٦؛ مسند احمد، ج ١، ص ٣١٤