آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٣ - ١ دنياپرستى خلفا و زهد اهلبيت عليهم السلام
در كتاب «ربيع الابرار» زمخشرى و امثال آن، قضاياى شگفتانگيز فراوانى نظير اين قضيه ديده مىشود كه همه گواه صدق اين مدعاست. [١]
تازه تمام اين جريانها و وضعى كه معاويه به وجود آورده بود هنگامى بود كه هنوز مردم، وضع زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و دوران خلفا و عدم توجه آنها را به زرق و برق و شهوات دنيا فراموش نكرده بودند.
اين وضع ناگوار همچنان ادامه يافت تا اينكه معاويه تمام پيمانهايى را كه هنگام صلح با امام حسن عليه السلام بسته بود و خدا را بر آن گواه گرفته بود آشكارا زيرپا گذارد، و سپس امام حسن عليه السلام را مسموم و شهيد ساخت، وچون زمينه را مهيا ديد، براى فرزند خود يزيد با زور از مردم بيعت گرفت، درحالى كه مسلمانان در آن روز يزيد را بيش از آنچه ما امروز مىشناسيم، مىشناختند.
از اينجا آتش خشم ملت مسلمان و نارضايتى عمومى نسبت به دستگاه «بنى اميّه» در دلها برافروخته شد و همه دانستند كه او مرد دنياپرستى است كه كوچكترين علاقهاى به دين ندارد، و راستى خود معاويه چقدر خوب درباره خودش قضاوت كرده است، آنجا كه مطابق نقل زمخشرى در «ربيع الابرار» مىگويد:
«أمّا أبوبَكْرٍ فَقَدْ سَلَمَ مِنَ الدُّنْيا وَسَلَمَتْ مِنْهُ، وَأمّا عُمَرُ فَقَدْ عَالَجَها وَعَالَجَتْهُ، وأمّا عُثْمَانَ فَقَدْ نَالَ مِنْهَا وَنَالَتْ مِنْهُ، وَأمّا أنَا فَقَدْ تَضَجَّعْتُها ظَهْراً لِبَطْنٍ وَانْقَطَعَتْ إلَيْها وَانْقَطَعَتْ إِلَىَّ!
؛ اما «ابوبكر» از دنيا به سلامت گذشت و دنيا هم از او به سلامت!
[١]. ربيع الأبرار، ج ١، ص ٩٠ و ٩٢ و ٧٠٨ و ٨٣٥ و ج ٢، ص ٦٩٣ و ٧٢٠؛ و ج ٣، ص ٧٧ و ٨٠ و ج ٤، ص ٢٣٩ و ٢٤٢