آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - ازدواج موقت يك ازدواج حقيقى است
ولى حق ارث باقى مانده است. مثلًا اگر كسى زن خود را در بيمارى كه به مرگ او منتهى مىگردد طلاق دهد و عدّه او هم تمام شود سپس شوهر پيش از گذشتن يك سال از دنيا برود، زن او ارث مىبرد.
ثانياً: به فرض اينكه ما تمام اين آثار حتى ارث را از لوازم جدايىناپذير زوجيت بدانيم باز دليل مزبور ناتمام است؛ زيرا محروم بودن زنى كه به عقد موقت درآمده از ارث، مسلّم نيست، بلكه عدهاى از دانشمندان شيعه معتقدند اين زن مانند زن دائمى ارث مىبرد؛ عدّهاى ديگر معتقدند در حال عادى ارث نمىبرد؛ ولى مىتواند شرط ارث كند، يعنى در متن عقد شرط نمايند كه از يكديگر ارث خواهند برد. در اين صورت مانند همسر دائمى ارث مىبرند.
و بعضى ديگر از فقهاى ما معتقدند كه در هر حال ارث مىبرد؛ مگر اينكه شرط خلاف كنند، يعنى در عقد تصريح نمايند كه از ارث بردن محرومند تنها در اين صورت ارث نمىبرد.
با اين حال چگونه مىتوان محروميت او را از ارث قطعى دانست؟! [١] در هر صورت بر طبق قواعد فقهى كه در دست است و به مقتضاى جمع ميان آيات (آيه متعه و آيه ازدواج در سوره مؤمنون) حق اين است زنى كه به عقد موقت درآمده «زوجه» است و تمام احكام زوجيت را- جز در مواردى كه دليل قطعى، او را از پارهاى از احكام خارج ساخته- داراست.
[١]. نكته ديگرى كه بايد در اينجا به آن توجه داشت اين است كه در «اصول فقه» اين قاعده اثبات شده كه اگرحكم خاصى در موردى وارد شود و دليل عامى بر خلاف آن وارد گردد (البتّه بعد از عمل به خاص)، آن حكم عام همان طور كه محتمل است «ناسخ» خاص باشد ممكن است به وسيله خاص «تخصيص» بخورد و از آنجا كه نسخ در احكام بسيار كم و تخصيص به عكس آن بسيار زياد است بايد احتمال دوم را مقدم داشت و حمل بر تخصيص نمود؛ بنابراين به فرض اينكه ثابت شود در مورد ازدواج موقت ارث نيست بايد آيه ارث را تخصيص زد نه اينكه حكم متعه را منسوخ دانست (تازه اين در صورتى است كه آيه ارث بعد از آيه متعه نازل گرديده باشد)