آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - عوامل گسترش تشيّع پس از پيامبر صلى الله عليه و آله
نشر آيين توحيد، و توسعه فتوحات اسلامى به خرج داده، و استبدادى از خود نشان نمىدهند. روى اين جهات پس از شش ماه از در مسالمت با آنها درآمده، و از حق مسلّم خود چشم پوشى نمود، مبادا اتحاد كلمه مسلمين مبدل به اختلاف و پراكندگى شود و مردم به سوى زمان جاهليت بازگردند.
در اين دوران، شيعيان على عليه السلام در زير بال و پر او باقى ماندند و از نور وجود وى استفاده كرده چراغ فكر و جان خود را بر مىافروختند. بديهى است در آن روز مجال براى ظهور شيعه نبود، و مسلمانان روى همان جادهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هموار كرده بوده پيش مىرفتند.
هنگامى كه مسلمانان بر سر دوراهى حق و باطل رسيدند، باطل مسير خود را جدا كرده، و معاويه از بيعت با على عليه السلام خوددارى نمود و در ميدان «صفين» در برابر او قرار گرفت و شمشير به روى آن حضرت كشيد.
در اين موقع بقيه صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام پيوستند و اكثر آنها در زير پرچم او شربت شهادت نوشيدند. در آن روز هشتاد نفر از بزرگترين صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله با او بودند كه همه آنها در شمار اصحاب «بدر» و «بيعت عقبه» محسوب مىشدند، مانند عمار ياسر خزيمه ذى الشهادتين و ابوايوب انصارى و امثال آنها.
بعد از شهادت آن حضرت و افتادن كار به دست معاويه، و سپرى شدن دوران خلفاى راشدين، معاويه پايههاى حكومت خود را همچون سلاطين جبار بر اساس استبداد و خودكامگى قرار داد، ظلم و ستم در ميان مسلمانان آغاز نمود، و بدعتهايى گذارد و كارهايى انجام داد كه اينجا مجال شرح و بسط آنها نيست.
آنچه مسلّم است، و همه مسلمانان در آن متفقالقولند، اين است كه روش او كاملًا با روش خلفاى پيشين فرق داشت، و برخلاف ميل و رضاى مردم مسلمان، بر آنها حكومت مىنمود.