آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٣ - دو نامه جالب
خداوند ما و شما را از اين امور حفظ كند و گامهاى ما را در طريق حقيقت از پيمودن راههاى خطا مصون دارد.
از خدا مىخواهيم شما را توفيق دهد تا امثال اين گونه آثار جاويدان و درخشان از خود به يادگار بگذاريد: « «وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ أَمَلًا»؛ آثارواعمال صالحى كه از انسان به يادگار مىماند بهترين پاداشها را نزد خدا دارند و بهترين مايه اميد انسان مىباشند». [١]
در پايان عالىترين درود و سلام را به شما تقديم مىكنم.
«محمّد حسين آل كاشف الغطا»
يادآورى: اين نكته را نيز خاطرنشان مىسازد كه از جمله مسايلى كه جنابعالى بسيار خوب مورد بحث قرار دادهايد مسأله بطلان طلاق حايض است، شما حديث «عبداللَّه بن عمر» را به خوبى غربال نمودهايد. [٢] اين مسأله نيز از جمله مسايلى است كه همه علماى اماميه در آن اتفاق نظر دارند و طلاق زنى را كه در حال حيض است- جز در موارد معدود استثنايى- باطل مىدانند. [٣]
دانشمند مزبور پس از نقل اين نامه چنين اضافه مىكند:
اين بود عين نامه «استاد كاشف الغطا» شخصيت بزرگ اسلام، كه بدون كم و زياد نقل شده، تنها يك جمله را كه ارتباطى به موضوع مورد بحث نداشت و مربوط به اهداى بعضى از كتابهاى ايشان به من بود، از آن حذف نمودهام.
[١]. سوره كهف، آيه ٤٦
[٢]. اشاره به حديثى است كه از «عبداللَّه بن عمر» نقل كردهاند كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله همسر خود را درحال حايض بود طلاق داد- اين حديث از نظر ما صحيح نيست
[٣]. در سه مورد طلاق حايض را صحيح دانستهاند: ١. در حال باردار بودن زن (بنابر اينكه حمل با حيض ممكن است و توأم گردد) ٢. در حالى كه زن غايب باشد ٣. در حالى كه نزديكى واقع نشده باشد