آيين ما( اصل الشيعة) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥ - خلع و مبارات
در اين نوع طلاق تمام شرايط طلاق لازم است به علاوه يك شرط و آن اينكه بايد زن از مرد كراهت بلكه كراهت شديد داشته باشد همانطور كه قرآن مىفرمايد: «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا»؛ اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنيد، گناهى بر آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد. تا شوهر او را طلاق دهد اينها حدود الهى است از آن تجاوز نكنيد». [١]
در تفسير اين آيه در اخبار و روايات اهل بيت عليهم السلام چنين وارد شده كه اين فديه دادن و جدا شدن زن در صورتى است كه زن به شوهر خود بگويد: به سوگند تو ترتيب اثر نمىدهم، و حدود و مقررات الهى را در مورد تو اجرا نمىكنم، حاضر نيستم براى تو غسل جنابت كنم، و پا در بستر تو نمىگذارم، و كسانى كه مورد تنفر تو هستند به خانه تو مىآورم! [٢]
بديهى است منظور، گفتن اين الفاظ نيست، بلكه منظور، تنفر شديد زن از مرد و عدم امكان بهبود بخشيدن ميان آنها مىباشد.
و اگر تنفر از طرفين باشد آن را «طلاق مبارات» مىگويند. در اين نوع طلاق نيز تمام شرايط طلاق معتبر است، ولى مرد حق ندارد بيش از مهرى كه به وى داده از او مطالبه كند و هنگام اجراى صيغه طلاق مىگويد: باراتك على كذا فانت طالق (به جاى كذا مبلغى را كه زن بخشيده است ذكر مىكند).
در طلاق خلع و مبارات «رجوع» نيست و آن را طلاق «بائن» مىگويند (زيرا موجب جدايى مرد و زن از يكديگر مىگردد) ولى اگر زن تقاضاى پس گرفتن چيزى را كه داده بنمايد، مرد حق رجوع پيدا مىكند، در صورتى كه مدت عدّه تمام نشده باشد.
[١]. سوره بقره، آيه ٢٢٩
[٢]. ر. ك: تفسير عياشى، ج ١، ص ١١٧/ ٣٦٧؛ مجمع البيان، ج ١، ص ٣٢٩؛ تفسير قمى، ج ١، ص ٧٥