ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥ - مقصود
نظير آن حديث معنى ميدهد كه فرمود
(من سن سنة سيئة ...-)
و مانند آيه ديگر قرآن خواهد بود كه( لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ)[١] تا بدوش كشند تمام بارهاى گناهان خويش و بار گناهان افرادى را كه گمراه مىكنند آنها را بدون علم.
(وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ): و در قيامت از آنچه را كه افترا ميگفتند سؤال ميشوند و اين سؤال نه بعنوان استعلام و استخبار است زيرا خداوند آگاه باعمال آنها است بلكه منظور كوچك شمردن و توبيخ كردن و بزخمهاى آنان نمك پاشيدن است.
(وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ): ما نوح را بسوى قومش فرستاديم تا آنان را به يكتاپرستى و ايمان بخداوند جهان دعوت كند.
(فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً): پس در بين آنها هزار سال بجز پنجاه سال زندگى كرد و بسوى آئين توحيد دعوت نمود ليكن از او نپذيرفته و انكارش نمودند.
(فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ): پس آنان را طوفان گرفت «همان طوفان معروف نوح» كه نتيجه اعمال و كفر آنان بوده و بالنتيجه هلاك شدند.
(وَ هُمْ ظالِمُونَ): و ايشان با برنامههاى شرك و عصيان ستم بخويشتن نمودند.
(فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ): پس ما نوح و كسانى كه ايمان بخدا آورده و در سفينه «كشتى» جاى داشتند نجات داديم.
(وَ جَعَلْناها): و قرار داديم سفينه را.
(آيَةً لِلْعالَمِينَ): علامت و نشانهاى براى مردم تا قيامت كه عبرت بگيرند زيرا جريان سفينه صف مؤمنين را از كفار جدا نموده و نكوكاران را از گناه كاران ممتاز ساخت تا ثابت شود كه نوح در گفتار خود راست بوده و قوم او كافر بودند.
[١]- قرآن كريم ٢٧/ ١٦