ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٩ - مقصود
توحيد- او آنكه آسمان و زمين- بروى پاى خود- بامر پروردگار ايستاده بدون آنكه ستونى داشته و روى آن مستقر شود، فقط با امر خداوند هستى است چنان كه در آيه شريفه گويد(إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) اما بعضى ديگر گفتهاند كه با امساك خداوند آسمانها و زمين نگه داشته شده زيرا تمام افعال پروردگار با لفظ امر اداء شده و باو نسبت داده ميشود زيرا اين لغت ابلغ در اقتدار است زيرا لغت «اراده و امر كرد پس شد» بليغتر از «انجام داد پس شد» ميباشد.
«تقوم» قيام بمعنى ثبات و استوارى است.
(ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ): سپس هنگامى كه بخواند شما را خواندنى كه از زمين يعنى از قبر خارج شويد و بيرون آئيد.
«ابن عباس» گويد خداوند به اسرافيل امر كند تا صور بدمد بعد از صور اول پس تمام ملل از قبرهاى خود سر بيرون ميآورند و خارج ميگردند.
(إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ): در آن هنگام شما از زمين و قبرهاى خود زنده شده بيرون مىآييد.
گفته شده كه مقصود از نفخ صور (دميدن در صور) دعوت پروردگار براى حشر قيامت است زيرا اسرافيل- با صداى بلند- گويد دعوت پروردگار را بپذيريد(أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ) و بعضى ديگر گفتهاند كه مقصود آنست كه شما را از قبرها خارج كند بعد از آنكه مردگانى در قبر بوديد و از اين مطلب تعبير به «دعوت پروردگار» شده زيرا او بمنزله دعوت و بمنزله(كُنْ فَيَكُونُ) است بس كه سريع انجام ميشود و براى هيچكس امكان تمرد نيست.
بايد دانست كه خداوند از آنچه گفته شد بدان منظور يادآورى فرموده تا انسانها بدانند كه او قادر قاهرى است كه ذرهاى از عوالم طبيعت از سيطره قدرت و ديد او خارج نخواهد بود.
و اين آيات دلالت دارد بر فساد و تباهى سخن كسانى كه ميگويند معارف دينى ضرورى و روشن است زيرا بر مطلب روشن و ضرورى استدلال نميشود.