ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - شأن نزول
و در صورتى كه جمله اول يعنى (احسبوا ان يتركوا) نيز بمعنى (ان يهملوا) باشد زيرا اهمال بمعنى واگذاشتن است.
بدين ترتيب جمله دوم يعنى (ان يقولوا) در معنى جمله اول (ان يتركوا) بوده و بدل او مىباشد.
و اما صورت اول يعنى مفعول اول قرار گيرد، آن نيز صحيح خواهد بود زيرا وقتى- لام- و يا آنكه- باء- جاره در اولش در آيد و تقديرش (لان يقولوا) و يا (بان يقولوا) شود، جمله جار و مجرور متعلق به (يتركوا) شده و منصوب المحل خواهد بود.
و بنا بر اين گفتار زجاج در اين باره صحيح، نهايت بر سبيل تساهل از مجرور به منصوب تعبير نموده است.
(ساءَ ما يَحْكُمُونَ): در (ما) دو احتمال است.
الف: اسم مفرد منكر در محل نصب و تميز واقع شده و تقديرش (ساء حكماً يحكمون) است.
ب: اسم موصول و جمله يحكمون صله او باشد و در تقدير (ساء الحكم حكمهم) خواهد بود.
شأن نزول:
«ابن جريح» گويد: آيه مذكور در باره عمار بن ياسر كه در راه خدا زير شكنجه شديد واقع شده بود، نازل گرديده.
(شعبى) گويد: شأن نزول آيه در باره جمعى از مسلمانان است كه در مكه باقى مانده و به مدينه هجرت نكرده بودند، پس مهاجرين از مدينه براى آنان نامه فرستادند و مضمونش آن بود كه از شرائط اسلامتان هجرت بمدينه مىباشد و بايد حتماً هجرت كنيد، با رسيدن نامه آنان بسوى مدينه حركت كردند.
اما مشركين مكه آنها را تعقيب نموده و در بين راه بمقابله پرداختند بعضى را كشته و پارهاى را مجروح ساختند. در اينجا بود كه اين آيه نازل شد.