ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٦
الجرز: زمين خشكيكه كه بر اثر نبودن باران گياه و سبزهاى در آن وجود ندارد.
ماده اشتقاقى اين لفظ- از (جرز) بمعنى قطع و نابودى آمده چنان كه- در اصطلاح عرب گويند: سيف جراز، شمشيرى كه قطاع و بهر چيز رسيد قطعش ميكند، و ناقة جراز، چهار پايى كه هر چه را ديد ميخورد و باقى نميگذارد، و رجل جروز، مردى كه بسيار ميخورد.
«راجز» گويد: خب جروز و اذا جاع بكى، آن مردى كه حيلهگر و اكول بوده و بهنگام گرسنگى ميگريد. و مقصود لغت جروز است كه بمعنى بسيار خوردن آمده است. (جرز) چهار نوع استعمال شده: ١- جيم و راء مضمومه ٢- مفتوحه ٣- جيم مفتوحه و راء ساكنه ٤- جيم مضمومه و راء ساكنه.
اعراب:
(أَ وَ لَمْ يَهْدِ): فاعلش مقدر و جمله( (كَمْ أَهْلَكْنا)) بر آن دلالت دارد و تقديرش (ا و لم يهد لهم اهلاكنا من اهلكناه ...) ميباشد و اما جمله( (كَمْ أَهْلَكْنا)) نميتواند فاعل واقع شود زيرا ما قبل (كم) استفهاميه در آن عمل نكند بجز حروف اضافه و در غير اينصورت (كم) استفهاميه صدارت طلب و در اول جمله خواهد بود، و در اينجا نيز چنين بوده و در محل نصب است چون مفعول (اهلكنا) قرار گرفته.
مقصود:
سپس خداوند به انسانها هشدار داده تا از تاريخ ملتهاى گذشته پند بگيرند، و چنين ميفرمايد:
(أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ): آيا رهبرى نكند براى ايشان و وسيله بيدارى نباشد.
(كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْقُرُونِ): چه بسيار نابود ساختيم پيش از ايشان از- ملتهاى- قرنهاى گذشته را بر اثر كفر بخدا و انجام گناهان.
(يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ): ميروند در خانهها و جايگاههاى ايشان و آثار باقى مانده را بعد از نابودى آنها، مىبينند.