ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٨ - مقصود
بعضى گويند يعنى اكنون راستى وعدههاى تو را ديده و اعتراف تو را نسبت بدستورات پيامبرانت شنيديم.
پارهاى گويند يعنى ما كور و كر بوديم اكنون بينا و بيدار شديم.
(فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً): پس ما را بدار تكليف يعنى بدنيا برگردان تا كارهاى شايسته انجام دهيم.
(إِنَّا مُوقِنُونَ): اكنون يقين داشته و در باره دستورات تو و پيامبران هيچ نوع ترديد و شكى نداريم.
سپس خدا ميفرمايد:
(وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها): و اگر ميخواستيم هر آينه ميداديم بهر كس باجبار هدايتش را يعنى كارى بر خلاف طبيعت انجام داده تا آنان مجبور شوند و به توحيد پروردگار اقرار نمايند، اما اين كار با مقصود ما كه آزادى انسان در انجام تكاليف باشد منافات داشته و مستحق پاداش نمىشدند زيرا انسان در وقتى استحقاق پاداش را دارد كه با اراده و اختيار خود كارى را انجام دهد.
و از «جبائى» آمده كه ممكن است مقصود چنين باشد كه اگر ميخواستيم، بآنان پاسخ مثبت دهيم ممكن بود و آنان را به دنيا برگشت داده تا كارهاى شايسته انجام دهند ولى بر خود اين مطلب را استوار داشتيم كه ديگر كسى را بدنيا برگشت نداده و هر چه پيش از اين انجام دادهاند پاداش دهيم.
و پارهاى تفسير كردهاند كه اگر ميخواستيم بحكم اجبار آنان را بسوى بهشت مىبرديم- با آنكه گنهكار بوده و استحقاق بهشت را نداشتند-.
(وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي): و لكن استوار شد از من اين سخن يعنى عذاب كفار و گنهكاران،( لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ): كه پر سازم دوزخ را از جنيان و انسانها از هر دو صنف جمعى را بسبب كفر ورزيدن بخداوند هستى و انكار توحيدش و كفران نعمتهاى او بر ايشان.