ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٧ - مقصود
بوده و آيه شريفه(تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا) و آيه شريفه(تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ) بآن دلالت كند.
و اما اينكه در آيه شريفه(اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها) توفى را خداوند بخود نسبت داده و ميگويد خداوند است كه جانها را بهنگام مرگش قبض كند، براى آن است كه مرگ آفريده خدا بوده و جز او احدى قادر بآفرينش مرگ نمىباشد.
(ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ): سپس بسوى پاداش خداوند از ثوابها و عقابها باز گردانيده ميشويد و از اينكه بازگشت را بخود نسبت داده بمنظور بزرگداشت آن است.
«عكرمه» از ابن عباس و او از رسول خدا ٦ روايت كرده كه حضرت فرمود مرضها و دردها هر يك بانسان از مرگ خبر ميدهد و آن گاه كه زمان مرگ رسيد فرشته مرگ ببالينش آمده باو ميگويد: چه بسيار خبرها بعد خبرها كه بتو رسيد و چه بسيار پيامها كه براى تو آوردند. و چه بسيار نامهرسانهايى كه پياپى بتو نامه دادند.
سپس خود ميگويد: من آن خبرى هستم كه بعدم خبرى نباشد و من آن پيغامبرم، پس اكنون بايد بسوى پروردگارت آيى چه مايل باشى يا مجبور، و چون او را قبض روح نمود و بستگانش بر او شيون نمودند، بآنان خطاب كند و گويد براى كه شيون و گريه ميكنيد؟ من باو ستم نكرده بلكه پروردگارش او را طلب نموده، بايد براى خود گريه كنيد كه- چنين روزى براى شما بوده من باز ميگردم و سپس باز ميگردم تا آنجا كه احدى از شما را باقى نخواهم گذاشت.
سپس خداوند از وضع آنان در قيامت و هنگام حساب اعمال خبر ميدهد:
(وَ لَوْ تَرى): و اگر ببينى اى محمد ٦ و يا اى افراد انسان.
(إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ): هنگامى كه گنهكاران در قيامت فرو- اندازند سرها را و از بسيارى ذلت و پشيمانى و خجالت بآرامى سر بزير بايستند.
(عِنْدَ رَبِّهِمْ): در مقابل بررسى پروردگار اعمال بندگانش را( رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا): گويند پروردگارا رستگارى را اكنون ديده و حق را شنيديم.