ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١١ - مقصود
نه آنكه براى تخفيف، همزه حذف شده باشد نظير قول شاعر:
|
راحت بمسلمة البغال عشية |
فارعى فزارة لا هناك المرتع |
|
يعنى بوسيله مسلمه شب تا بصبح استران آرميدند اما تو اى فزاره در چراگاه خوش باش و از سبزهها استفاده كن اما آنجا مرتع تو نيست[١].
چنان كه اگر مطلبى را خبر دهى، بدل از اخبرت، «ابديت» استعمال نموده و ممكن است بمنظور تخفيف «بدات» بدون همزه استعمال نمايى. و اين اختلاف استعمال در جمله(أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ) گذشت و «اذا» در محل نصب و جمله(أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ) بر آن دلالت ميكند زيرا در كلام لفظ «نعاد» مقدر بوده و تقديرش «نعاد اذا ضللنا فى الارض» خواهد بود.
«ابو عبيده» گويد ترجمه جمله مذكور عبارت از اينست كه (آيا وقتى نابود شديم در زمين كه اثرى از ما باقى نماند) و اما ديگران گويند مقصود اينكه (گشتيم خاك از ما چيزى باقى نماند).
و اما قرائت «صللنا» با صاد كه بمعنى بو گرفتن گوشت است، معنى چنين ميشود «زمانى كه در زير خاك مرده ما دفن شد و بدن بو گرفت ...» بعضى گويند «صله» بمعنى زمين خشك بوده و از همين ماده «صلصال» آمده است- و بنا بر اين ترجمه آيه بر اين معنى چنين نتيجه ميدهد «زمانى كه بدنهاى مرده ما زير خاك خشك شد ...»-.
مقصود:
سپس خداوند در باره توحيد و خداوندى خويش مطالب گذشته را تأكيد نموده چنين ميفرمايد:
(ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ): آنكه با قدرت خويش چنين اعمالى كه گفته شد، انجام ميدهد او داناى به امور مشاهد و غير مشاهد بوده و تمامى كارهاى پنهانى و
[١]- مقصود كوچك كردن« فزاره» است و در اصل يا فزاره بوده و ترك حرف نداء بمنظور آنست كه او را بدل از بغال قرار دهد، نه آنكه براى تخفيف حذف شده باشد.