ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٠ - اعراب
اذنيه: «نافع» اين كلمه را در هر كجاى قرآن كه باشد با سكون «ذال» مىخواند.
دليل:
و رحمة: «ابو على و زجاج» گويند بنا بر نصب، اسم مبهم و حال بوده و در تقدير «فى حال الهداية و الرحمة» ميباشد و بنا بر رفع خبر براى مبتداء محذوف و تقدير كلام «هو هدى و رحمة» خواهد بود.
و يتخذها: بنا بقول رفع عطف بر فعل اول بوده يعنى «من يشترى و يتخذ» و بنا بقول نصب عطف به «ليضل» خواهد بود، و اما ضمير (ها) ممكن است به الحديث راجع شود زيرا او بمعنى جمعى در اينجا اراده شده و ممكن است به (سبيل) برگردد و او مؤنث هم استعمال ميشود چنان كه در آيه شريفه فرموده(قُلْ هذِهِ سَبِيلِي) و ممكن است هم به (آيات) راجع شود كه در دو آيه جلوتر فرمود «تلك آيات الكتاب».
اعراب:
ليضل: مفعول آن محذوف و تقديرش «ليضل الناس» است.
(بِغَيْرِ عِلْمٍ): در محل نصب و حال ميباشد و تقدير كلام «ليضل الناس جاهلا» بوده و يا بجاى كلمه جاهلا «غير عالم» خواهد بود.
(كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها): كاف در آن و همچنين در «كأن فى اذنيه» حال بوده و آنان را تشبيه بر كران نموده است.
(لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ): در اينجا «جنات» بنا بر هر دو مذهب مرفوع و خبر براى مبتداء است.
(وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا): «وعد» مصدر فعل محذوف بوده و «حقا» صفت او ميباشد و در تقدير «وعد اللَّه وعداً حقا» خواهد بود.
(بِغَيْرِ عَمَدٍ): در اينجا «غير» ممكن است صفت براى محذوفى كه به باء مجرور شده، باشد و در تقدير «بعمد غير عمد ترونها» شود و «ترونها» در محل خبر و صفة «غير عمد» و تقديرش «غير عمد مرئية» خواهد بود.