ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٠ - مقصود
(فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا): پس ديدند گياهان و مزارعاى كه همه از آثار رحمت پروردگار بود، زرد شده و با آمدن فصل سرما حالت سبز و خرمى را از دست داده.
بعضى گويند (هاء) ضمير و به (سحاب) كه در آيات پيش بوده راجع ميشود يعنى ديدند كه ابرها زرد شده و چون چنين شود ديگر باران نخواهد داشت.
(لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِهِ يَكْفُرُونَ): گرديدند بعد از شادمانى و اميدوارى بآمدن باران كافران بنعمت خدا و كافر به پروردگار جهان ميشوند و بآنچه را خداوند حكيم خواسته راضى نشده و باو نسبت جهل ميدهند- چرا گياهان سر سبز و درختان بارور زرد شد و از آن طراوت خارج گرديد و اصولا چرا فصل سرما رسيد- اما نمىدانند كه خداوند، حكيم بوده و آنچه را كه صلاح و خير است انجام ميدهد تا مردم از نعمتها شكر گذارى نموده بيدار باشند.
سپس خداوند خطاب به پيامبر ٦ نموده و در باره اين مردم جاهل چنين ميفرمايد:
(فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى): پس تو اى محمد ٦ نتوانى مردگان را بشنوانى- آنكه قلب و روحش مرده-.
(وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ): و نتوانى به كران كه اصلا سخنى نمىشنوند كلام خود و سخن حق را بشنوانى و خداوند تشبيه نموده وضع كفار را به شخص مرده يا كر كه نه تفكر و تدبر در سخن پيامبر نموده و بلكه اصلا حاضر نيست سخنى را از او بشنود پس همانند كران و مردگاناند.
(إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ): در اين هنگام آن كافران از دلائل ما برگشت نموده و بگمراهى پيشين خود قيام كنند و از راه تكامل معنوى باز بايستند.
(وَ ما أَنْتَ بِهادِ الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ): و نيستى تو اى پيامبر ٦ راهنماى كوران كه آنان را از گمراهيشان هدايت كنى. در اينجا آنان تشبيه به كوران شده- و كسى كه خود را همانند نابينا قرار دهد و نخواهد از حقايق بهر گيرد- چگونه پيامبر او را بينا سازد.