ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٩ - مقصود
بعضى گفتهاند چنان كه از «ابى عاليه» نقل شده كه مقصود از «البر» زمينهاى خشكى و از «البحر» دريا و مقصود از «الفساد» معصيتهاى مردم آن سرزمين است.
و از «مجاهد» نقل شده كه مقصود از «الفساد» كشتن قابيل برادرش هابيل را و مراد از فساد دريا هم كشتى را بغصب ربودن و بدون رضايت صاحبش از آن استفاده كردن است. و بعضى گويند مقصود حكومتهاى ظالماند كه در خشكى و دريا حاكم ميباشند. و عدهاى گفتهاند فساد خشكى عبارت از ترسهايى است كه بر اثر عواملى در جادهها بوجود آمده و مانع از مسافرت ميشود و اين خود يك نوع عذابى است كه متوجه آنان شده و نمىگذارد تا بهرههايى كه از مسافرت حاصل ميشود متوجه آنان گردد. و مقصود از فساد دريا هم طوفانهاى بسيار است. و بعضى ديگر نظر دادهاند كه مراد از «البر» مردم روى زمين و از «البحر» مقصود اشجار و مواضع سر سبز و خرم است.
البته بايد دانست كه «البر» از نظر ماده و اصل از البر به باء مكسوره گرفته شده كه بمعنى اقدام بمصالح اجتماعى مردم و اگر از البر به باء مضمومه نيز گرفته شده باشد باز هم بهمان معنى يعنى اقدام بمصالح از نظر خوراك مردم خواهد بود.
و اما البحر در اصل لغت بمعنى شكاف بوده و دريا خود يكى از شكافهايى است كه در زمين بوجود آمده و از آن آب خارج شده و تشكيل آن همه آبهاى بيكران داده است و بر سبيل مجاز بآب شور كه شباهت بآب دريا دارد بحر ناميده شده و شاعر هم ميگويد:
|
و قد عاد عذب الماء بحراً فزادنى |
على مرضى ان ابحر المشرب العذب |
|
آب گوارا به آب شور مبدل شده و اين تبديل و نوشيدن آب شور با من سازگار نبوده و سبب افزايش مرض من گرديد.
و خلاصه(بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ) يعنى آن تباهى و دگرگونى خشكى و دريا بسبب گناهانى است كه مردم مرتكب شدهاند و مقصود كفر و فسق است و بعضى گفتهاند مقصود كارهاى ناپسند و معصيتها است.