پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - انگيزه برخى افراد از طرح « توسعه سياسى و پاره اى مفاهيم مشابه» در اين زمان چيست؟
اگر چه بررسى تفصيلى رابطه اسلام و توسعه مجالى واسع مىطلبد، امّا تأكيد مىكنيم كه اسلام نه تنها با توسعه و پيشرفت مخالف نيست، بلكه هر روز مسلمان را بهتر از روز قبل مىخواهد. منتها اين توسعه را در چارچوب ارزشها و احكام نورانى خود كه تأمين كننده مصالح دنيا و آخرت انسان است طلب مىكند، و هيچ گونه تلازمىبين پيشرفت و توسعه و پذيرش فرهنگ غربى مشاهده نمىكند.
به عنوان نمونه، در عصر توحّش و بربريّت غرب، مسلمانان پرچمدار علم و صنعت در دنيا بودند و به اعتراف خود غربىها اگر نبود ميراثى كه اسلام در اسپانيا به جاى گذاشت غربىها هنوز در حالت نيمه وحشى به سر مىبردند و هرگز اين صنايع و پيشرفت نصيبشان نمىشد.
امروز نيز طرفداران تفكّر ضديّت اسلام و توسعه سعى دارند به صورت بسيار مرموزى اين فكر را در جامعه ترويج كنند كه «توسعه اقتصادى توأم با توسعه سياسى و توسعه فرهنگى است».
ما از اين مفاهيم برداشتى ويژه داريم كه تصوّر مىكنيم مقصود از آنها پيشبرد اين سه مقوله در جهت اهداف نظام اسلامى است. امّا منظور اين دست از گويندگان و نويسندگان مفهومى خاص از اين واژههاست كه به منظور تحميل فرهنگ غربى بر فرهنگ اسلامى انجام مىشود. بمباران اذهان در قالب نشريّات گوناگون، كتابها و تئورىهاى علمى در دانشگاهها از يك سو، و كاناليزه كردن فكر دانشجويان اعزامى به خارج از كشور ـ كه در رشتههايى چون اقتصاد، جامعهشناسى، حقوق و علوم سياسى تحصيل مىكنند تا بعد از مراجعه به كشور دقيقاً همان سخن غربيان را بر زبان جارى كنند ـ از سوى ديگر؛ همگى از تاكتيكهاى تهاجم غرب و سوق دادن مجدّد كشور به زير سلطه استعمارگران به حساب مىآيد.
همچنين به صورتهاى مختلفى ترويج مىشود كه يا بايد از قافله پيشرفت و تمدّن عقب ماند يا حساسيّت دينى را كنار گذاشت و در مسائل عقيدتى، اقتصادى و سياسى كه احياناً موانع دينى در آنها ـ اگر چه به زعم و يا به القاء اين طيف ـ وجود دارد، اهل تساهل و تسامح بود؛ و در اين راستا از صندوق بينالمللى و بانك جهانى وامهاى كلان گرفت و با ايجاد زمينه براى سرمايهگذارىهاى خارجى و ايجاد مناطق آزاد، سرمايه لازم براى توليد را كسب كرد. چون مراكز جهانى بدون پيششرط حاضر به پرداخت اين وامها، يا سرمايهگذارى در كشور