پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٨ - آيا دين با آزادى انسان سازگارى دارد؟
يا در آيه ٦ سوره أحزاب مىفرمايد: «اَلنَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفِسِهِمْ»؛ يعنى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از خودِ مؤمنين نسبت به آنها أولى است.» ـ أولى يا به معناى سزاوارتر است و يا به معناى داشتن ولايت ـ مفسرين مىگويند مفاد آيه اين است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در تصميمگيرى نسبت به مردم از خودِ مردم مقدم است و ديگران حق ندارند در مقابل تصميم او اظهار نظر كنند.
و يا سوره مباركه نساء آيه ٦٥ مىفرمايد: «فَلاَ وَ ربِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ و يُسلِّمُوا تَسْلِيماً»؛ مردم ايمان واقعى نمىآورند مگر زمانى كه تو را داور قرار دهند و قضاوت را نزد تو آورند و آنچه كه تو حكم كردى از جان و دل بپذيرند و در دلشان نيز احساس ناراحتى و نارضايتى نكنند.» اگر ايمان دارند كه حكم تو حكم خدا است و خدا اين مقام را به تو داده است و تو بايد طبق حكم خدا عمل كنى و آنها هم اين حكم را بپذيرند، پس احساس نگرانى نمىكنند، مگر اينكه قلباً ايمان نياورده باشند.
اينجا يا بايد قائل به وجود تناقض در آيات الهى شويم ـ در حالى كه ساحت قرآن منزّه از اين پندار است ـ و يا بايد آيات را با توجّه به آيات ديگر و بهرهگيرى از احاديث معتبر معصومين(عليهم السلام) معنا كنيم.
با بررسى صدر و ذيل و سياق آيات دسته اول معلوم مىشود كه مورد اين آيات كفّار هستند و خداوند، پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)را دلدارى مىدهد كه خود خورى نكن و از اينكه عدهاى جهنّمى مىشوند نگران مباش، وظيفه تو ابلاغ و بيان حق است و ايمان آوردن مردم تكليف تو نيست، در اين جهت ما به انسانها اختيار دادهايم و در آينده به اعمال آنها رسيدگى مىشود.
بنابراين نتيجه اين دو دسته از آيات چنين مىشود كه ابتدائاً وظيفه پيامبر ابلاغ دين است و خواه ناخواه جمعى مىپذيرند و جمعى انكار مىكنند. اما دستهاى كه پذيرفتند بايد بدون چون و چرا از دستورات الهى و دينى پيروى كنند.
در اينجا ممكن است كسى تصور كند همان گونه كه مردم در پذيرش اصلِ دين مختارند، مسلمانان نيز در عمل كردن به احكام دين يا عمل نكردن به آنها مختار خواهند بود. اما اين تصورى باطل است؛ زيرا وقتى كسى اسلام را پذيرفت معنايش اين خواهد بود كه معتقد به اين دين و احكام آن، و ملتزم به انجام دستورات آن است. و اگر خود را در عمل به اين احكام آزاد بداند، معنايش آن است كه خود را ملتزم به انجام آنها نمىداند. و اين چيزى جز تناقض ميان اعتقاد و عمل نيست. مثل اينكه مردمى به حكومتى و قانونى رأى دهند و پس از انتخاب و