پرسشها و پاسخها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - قرائت هاى مختلف از دين يعنى چه؟ و با اختلاف فتاواى مراجع در بعضى از مسائل چه فرقى دارد؟
كميّت زمانى رسيدن به مطلوب نظر داريم و هر گاه كه مطلوب ما مطلوب كلّ جامعه نيز باشد، ملازم با مشاركت هر چه بيشتر مردم براى برآوردن هدف خواهد بود؛ و اين كه مىگوييم «بهتر» به كيفيّت نيل به هدف نظر داريم كه اين كيفيّت در رابطه با ابزارها و توجّه به بُعد ارزشى به كارگيرى آنها و اهداف مورد نظر معنا پيدا مىكند.
سياست (Politics) نيز عبارت است از: «رهبرى صلحآميز يا غير صلحآميز روابط ميان افراد، گروهها و احزاب (نيروهاى اجتماعى) و كارهاى حكومتى در داخل يك كشور، و روابط ميان يك دولت با دولتهاى ديگر در عرصه جهانى[١] كه به منظور نيل به اهداف و مصالح يك جامعه و افراد آن صورت مىگيرد».
بنابراين، بستر توسعه در بُعد سياسى آن، رهبرى و تدبير روابط افراد و تشكّلها، كارهاى حكومتى و روابط خارجى يك كشور است كه براى رسيدن به اهداف آن انجام مىگيرد. بالطبع اين اهداف در عين مشترك بودن در برخى امور، بر حسب كشورهاى مختلف تفاوتهايى با يكديگر پيدا مىكنند. به عنوان نمونه در كشور ما اين هدف نيل به رفاه مادّى و اقتصادى، توأم با رشد فرهنگى و معنوى و حاكميّت ارزشهاى اسلامى، و در يك كلمه تأمين سعادت دنيوى و اخروى شهروندان است كه در سايه عمل به احكام و دستورات اسلامى حاصل مىشود.
بنابراين، قوام توسعه سياسى به دو عامل كمّى و كيفى «مشاركت هر چه بيشتر مردم در امور سياسى» و «درك هر چه بهتر ايشان از مسائل سياسى» است. ولى اين تعبير امروز مانند بسيارى از شعارهاى ديگر دستاويزى براى سلطهجويان شده كه با ارائه تعريفها و شاخصههاى خاصّى، كشورهاى مستقل و داراى فرهنگ و ايدئولوژى خاصّ، بخصوص اسلام، را از اصالتهاى خود تهى كنند و زمينه را براى هجوم فرهنگى فراهم آورند.[٢]
اما مفهوم «توسعه سياسى» كه از تلفيق دو واژه توسعه و سياست بدست آمده است مفهومى انتزاعى است، و مفاهيم انتزاعى بر حسب شاخصههاى خود قابل تعريف و شناسايى هستند.[٣]
[١] همان، ص ٣٠. [٢] ما در اين باره و درباره استراتژى دشمن براى نيل به اهداف استعمارىاش، در پاسخ به سؤال بعدى از همين مجموعه بيشتر سخن گفتهايم. [٣] بنابراين ما نيز با واگذاردن تعريف مستقيم اين واژه (= توسعه سياسى)، شاخصههايى عمده از اين مفهوم را به شرح زير برمىشماريم:
[١]ـ افزايش حقّ رأى و انتخابات آزاد با رأىدهندگان زياد
[٢]ـ سياسى شدن يا مشاركت بيشتر و بيشتر مردم در روندهاى سياسى
[٣]ـ مشاركت مردم در هيأتهاى تصميمگيرى
[٤]ـ تراكم منافع فزاينده توسّط احزاب سياسى با ثبات دموكرات
[٥]ـ آزادى مطبوعات و رشد رسانههاى جمعى
[٦]ـ گسترش امكانات آموزشى
[٧]ـ استقلال قوه قضائيّه و حاكميّت قانون
[٨]ـ دنيايى (= سكولار) كردن فرهنگ
[٩]ـ نيروهاى مسلّح غير سياسى
در مقابل، برخى از ويژگىهايى كه موجب اختلال روند توسعه سياسى معرّفى شدهاند، عبارتاند از:
[١]ـ فساد سياسى به جهت منافع شخصى
[٢]ـ بت شدن فرمانروايان
[٣]ـ تعظيم و تكريم ايدئولوژى رسمى و حاكم
[٤]ـ تعهد كارمندان به خطّ حزب حاكم
[٥]ـ مداخله خارجى در امور داخلى كشور
[٦]ـ سياسى شدن نيروهاى مسلّح
[٧]ـ تظاهرات اعتراضآميز با استفاده از خشونت
[٨]ـ سركوبىناراضيان
[٩]ـ فساد گسترده و سوء مديريّت
[١٠]ـ سوء قصدهاى سياسى.